كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
255
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
را تماشا مىكردند . در تاريخ عربستان هرگز از چنين رفتارى ياد نشده بود . اين زنان اصول مرسوم سنتى آنان را آلوده كرده بودند . قبل از ترك مدينه ، ابو سفيان شنيد كه محمد ( ص ) نمرده است . پس مبارزه با مدينه تمام نشده بود . به عنوان آخرين هشدار او فرياد برآورد « سال بعد در بدر » . يكى از مسلمانان هم به نمايندگى از محمد ( ص ) فرياد برآورد « منتظر شما خواهيم بود . اين يك وعده ملاقات بين ماست » . 37 مسلمانان عليرغم تلفات سنگين در وضعيت خوبى قرار داشتند و براى نشان دادن قدرت خود به تعقيب سپاه قريش پرداختند . سه روز تعقيب طول كشيد و شبها افراد سپاه مدينه بهطور گسترده پراكنده شده و در روى كوهها آتش روشن مىنمودند تا وسعت سپاه اسلام بزرگ و گسترده جلوه كند . اين نقشه محمد ( ص ) كارگر افتاده و آن دسته از سپاه قريش كه قصد داشتند با حمله ديگرى به مدينه كار مسلمانان را يكسره نمايند از فكر خود بازماندند . اما اين جنگ مسلمانان را چندان راضى نساخته بود . اگر پيروزى در بدر نشانهاى از لطف و رحمت خداوند به محمد ( ص ) بود ، آيا شكست احد نشانه رويگردانى خدا از محمد ( ص ) نبود ؟ قرآن در سوره سوم خود به اين سؤال پاسخ داد ، با اين اشاره كه « نادرست است شما هر فاجعه و شكستى را به عنوان انتقام خداوند به حساب آوريد » . مسلمين بايد خود را شماتت مىكردند . آنها در جنگ انضباط را رعايت نكرده و از فرامين سرپيچى نمودند . بههرحال ، احد نيز نشان خود را داشت : در اين جنگ مسلمانان واقعى از خيانتكاران مشخص شدند ، خيانتكارانى كه با ابن ابىّ صحنه را ترك كردند . به سادگى مىتوان تصور كرد كه ابن ابىّ و يهوديان مدينه از اين شكست بسيار خوشحال بودند . ابن ابىّ همه جا شعار مىداد كه اگر نصيحت او را گوش كرده بودند اين همه خسارت و كشته بر جاى نمىماند . يهوديان نيز پيوسته بحث مىكردند كه محمد ( ص ) پيامبر نيست ، بلكه مرد جاهطلبى است كه براى خودخواهى شخصى همه را به زحمت انداخته است . كدام پيامبر براى امت خود چنين رنجهائى را طلبيده است ؟ عمر كه بسيار عصبانى شده بود قصد داشت اينچنين شايعهسازان را بكشد ، اما محمد ( ص ) او را آرام كرده و گفت : « قريش ديگر قادر به چنين توهينى نسبت به