كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
234
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
مشورت با ساير رؤسا تصميمى اتخاذ نمايد . از طرف ديگر داوطلبان مسلمان براى به دستآوردن غنائم يك غزوه اعلام آمادگى كرده بودند ، نه داخل شدن در يك جنگ تمام عيار . آيا تا فرصت باقى است بايد صحنه را ترك كرد يا خود را براى جنگ آماده ساخت ؟ آيا اميدى بود كه قبل از رسيدن قريش كاروان را مصادره و صحنه را ترك كنند ؟ ابو بكر و عمر با ايراد دو سخنرانى حماسى و برانگيزنده سپاه را به هيجان آوردند . 70 نفر از مهاجرين با هورا كشيدن اعلام آمادگى براى ايستادگى و جنگ كردند . آنها گفتند ما در بدر مىجنگيم حتى اگر مجبور باشيم با نزديكان و بستگان خود بجنگيم . محمد ( ص ) از آنان تشكر كرد و رو به سوى انصار نمود . آنان در عقبه دوم پيمان جنگ امضا نموده بودند ، اما فقط براى دفاع از محمد ( ص ) در مدينه . با اين وجود ، سعد بن معاذ به نمايندگى آنان چنين گفت : ما به تو ايمان آوردهايم ، ما حقيقت وجود تو را باور كرده و مىدانيم كه به ما حقيقت را هديه نمودهاى ، ما به تو قول دادهايم و بر پيمان خود استواريم كه از دستورات تو پيروى و اطاعت نمائيم . پس به هر كجا كه به روى ما با شمائيم . به يارى خداوند ، اگر بخواهى كه از اين دريا عبور نمائى ، ما با تو عبور خواهيم كرد و مطمئن باشيد حتى يك نفر نيز عقبگرد نخواهد كرد . اين گونه نيست كه فكر كنيد ما ملاقات دشمن شما را در فردا دوست نداريم . ما مردانى جنگآور و كارآزموده هستيم . 14 اين سخنان ، بسيار شجاعانه بيان گرديد ، ولى مسلمانان در درون خود تمايل داشتند كه بتوانند كاروان را بدون خونريزى مصادره كرده و با افتخار به مدينه بازگردند . در سر چاه بدر سپاهيان محمد ( ص ) دو تن از اهالى مكه را دستگير كردند و آنها اعتراف نمودند كه جزو افراد كاروان نبوده بلكه از سپاه قريش مىباشند . مسلمانان كه باور اين سخن براى آنها سخت وحشتآور بود شروع به كتكزدن آنها نموده و مىگفتند كه شما دروغ مىگوئيد . محمد ( ص ) آنان را از اين كار باز داشته و خود شروع به بازجوئى نمود . وقتى آنها بازگو نمودند كه چه كسانى از قريش در سپاه حضور دارند ، او رو به مردان خود كرده و گفت : « خداوند گلهاى قريش را به درون دستان شما پرتاب نموده است » .
--> خود را بطور كامل و با بهترين نقشههاى نظامى رهبرى نمود . مشورت موجب نفى رهبرى آن حضرت نيست ، بلكه سيره آن حضرت و دستور قرآن است : « وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ » ( اى رسول ما ، با اينان مشورت نما ( پس تصميم نهائى به عهده توست ) و زمانى كه تصميم گرفتى بر خدا توكل نما ) .