كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
228
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
حمله به كاروانها را بر سر راه آنان اعزام داشت . او در غزوات ابتدائى خود شركت نمىجست و فرماندهى كار را به افرادى مانند حمزه يا جنگجوى باتجربهاى مانند عبيده بن حارث واگذار مىنمود . هيچ كس در عربستان اين كار را غير معمول و بر خلاف اصول اخلاقى و مذهبى تلقى نمىنمود ، بلكه تا حدى هم از اين موضوع كه مسلمين جرأت حمله به افراد شجاع و قدرتمند قبيله آنها را پيدا نمودهاند احساس غرور مىنمودند . « 1 » حملات اوليه سال 623 چندان موفقيتآميز نبود . گرفتن اطلاعات راجع به كاروانها مشكل بود ، مالى ضبط نمىشد و در نتيجه جنگى هم در نمىگرفت . ولى مكيان گوش به زنگ شده و به هيجان آمده بودند . حالا آنها بايد پيشگيرىهاى بيشترى را در دستور كار خود قرار دهند ، كه قبلا احتياجى به آنها احساس نمىشد . قبائل بدوى ساحل درياى سرخ ( راه آسانتر براى مسافرت به سوريه ) نيز از آمد و شدهاى مسلمانان متعجب شده بودند . اگرچه مهاجمين اوليه موفق به حمله به كاروانها نمىشدند ، ولى با اين قبائل پيماننامههاى متعددى بستند . در سپتامبر 623 ، محمد ( ص ) شخصا رهبرى يك غزوه براى حمله به كاروان أميّه از طائفه جمعه ( دشمن و آزاردهنده ابو بكر ) را به عهده گرفت . كاروان شامل 2500 شتر بود و از آنجا كه كار پرمنفعتى به نظر مىرسيد ، دويست تن از مسلمانان داوطلب همراهى شدند . باز هم كاروان تجارى ، مسلمانان را به اشتباه انداخته و از محل عبور نمود ، و در نتيجه هيچ زد و خوردى هم نداشت . قريش در فصل زمستان تجارت با سوريه را تعطيل كرده و به تجارت با يمن در جنوب عربستان رو مىآورد . بنابراين كاروانهاى آنها ديگر از مدينه عبور نمىكردند . ولى محمد ( ص ) براى اينكه به آنان نشان دهد كه هدف او ضربه زدن به تجارت آنهاست ، عبد اللّه بن جحش پسر خاله خود را مأمور كرد تا با يك گروه از مسلمانان يكى از كاروانهاى قريش را كه به سوى جنوب در حركت بود مورد
--> ( 1 ) - حمله به كاروانهاى قريش به اين جهت نبود كه مهاجرين فقيرند و براى امرار معاش به حمله و غارت روى آوردهاند ، بلكه به اين جهت بود كه قريش اموال مهاجرين را هنگام هجرت به مدينه تماما مصادره مىنمود و اينها گاهى حتى لباسى كه خود را بپوشانند نداشتند و لذا ، در مقابل ، تصميم حمله به كاروانهاى تجارى قريش اتخاذ شد . و البته اين حمله يك بار هم قبل از جنگ بدر واقع شد كه كاروان قريش با اطلاع از تصميم مسلمين از بيراهه رفته و از چنگ مسلمانان گريخت .