كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
229
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
حمله قرار دهند . اين دستور درست در انتهاى ماه رجب ( ژانويه 624 ) صادر شد ، و زمانى كه جنگ در سراسر عربستان به علت ماههاى حرام تعطيل بود محمد نامهاى به جحش داد و به او گفت تا دو روز حق باز كردن آن را ندارى ، ضمنا فشارى بر همراهان خود نگذار و همراهى آنان را به اختيار خودشان واگذار ، زيرا احساس مىكرد كه اين مأموريت با توجه به نزديك شدن گروه به مكه بسيار خطرناك مىباشد . عبد اللّه پس از دو روزنامه را باز نمود . منابع مختلف روايتهاى مختلفى را نقل كردهاند . ابن اسحاق مىگويد : به آنان دستور داده شده بود تا به نخله ( بين مكه و طائف ) بروند ، در مورد كاروانها جاسوسى نمايند . اما تاريخدان قرن نهم ، محمد بن عمر واقدى ادعا مىكند كه در نامه چنين نوشته شده بود : به دره نخله برويد و در آنجا براى حمله به كاروانها برنامهريزى نمائيد . 8 معنى اين دستور اين بود كه مسلمانان بايد از قانون ماه مقدس سرپيچى نمايند . محمد ( ص ) مطمئنا در صدور اين فرمان نظر خاصى را اعمال مىنمود . او مىخواست قانون ماه مقدس را كه از بتپرستى سرچشمه مىگرفت بشكند . زمانى كه عبد اللّه به نخله رسيد كاروان كوچكى در آنجا استراحت مىكرد . چه بايد بكنند ؟ اگر تا فردا صبر نمايند كه ماه رجب تمام شود كاروان دور خواهد شد . پس فرمان حمله را صادر نمود . اولين تير يكى از سه نفر بازرگانان را كشت ، و بقيه بلافاصله تسليم شدند . عبد اللّه دو نفر ديگر را به همراه كاروان به مدينه برد . اما به عوض استقبال ، مردم مدينه بسيار وحشتزده گرديدند ، زيرا آنها قانون ماه مقدس را شكسته بودند . همانگونه كه ديديم ، اعراب ساكن در مدينه از انحرافى كه در دين پدران آنها به وجود آمده بود و از ناديده گرفتن خدايان آنها چندان ناراحت نشدند . يهوديان يثرب آنان را كاملا براى يكتاپرستى آماده كرده بودند و آنها آماده رها كردن اين بخش از دين خود بودند . اما در مورد ماههاى مقدس ( حرام ) بسيار حساس و متعصب برخورد مىنمودند . به همين خاطر ، حمله جحش به كاروان را سرزنش كرده و حاضر به قبول هيچكدام از غنيمتها نشدند . آنها به هيچوجه حاضر نبودند كه اين ارزش دينى خود را ناديده بگيرند . بنابراين ، محمد ( ص ) نيز حمله به كاروان را سرزنش و غنائم را ردّ كرد . اگرچه ممكن است اين تصميم خودخواهانه به نظر برسد ، ولى به هيچوجه نه از