كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

216

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

است » ، بود . اما زمانى كه سارا زن عقدى ابراهيم اسحاق را به دنيا آورد او نسبت به هاجر و اسماعيل حسود گرديد و اصرار داشت كه ابراهيم از دست آنان راحت شود . ابراهيم به اين كار راضى شده بود « 1 » كه خداوند به او وحى نمود كه اسماعيل روزى پدر يك ملت بزرگ خواهد شد . بنابراين ابراهيم هاجر و اسماعيل را به صحرا و طبيعت وحشى فرستاد و در نتيجه او يك مرد وحشى ولى جنگجو « 2 » از آب درآمد . 61 يهوديان عرب معتقد بودند كه اسماعيل جد بزرگ آنها مىباشد ، چون ابراهيم و هاجر و اسماعيل را به درّه مكه مىآورد و در آنجا رها مىكند و خداوند مواظبت آنها را به عهده مىگيرد . مدتى بعد ابراهيم برمىگردد و به كمك اسماعيل خانه كعبه را براى پرستش « اللّه » ، خداى واحد ، در عربستان بنا مىكنند . بنابراين اعراب پسران ابراهيم هستند ، درست مانند يهوديان . اين سخنان در گوش محمد ( ص ) بسيار خوش‌آهنگ مىنمود . اين موضوع به كعبه اهميت تازه‌اى بخشيد و نشان داد كه خداوند اعراب را فراموش نكرده است ، همان چيزى كه قسمت اعظم مأموريت او را از روز اول در برمىگرفت . قرآن اشاره مىكند كه ابراهيم و اسماعيل از درگاه خداوند خواستار اين شدند كه پس از اتمام خانه كعبه پيامبرى را براى اعراب ارسال نمايد . 62 حال محمد ( ص ) نه تنها براى اعراب كتاب آسمانى آورده بود ، بلكه دينى را تبليغ مىنمود كه ريشه در مقدسات اجداد آنها داشت . زمانى كه دشمنى اكثريت يهوديان دائمى گشت ، دين جديد « اللّه » نيز استقلال خود را از دين قديمى اعلام نمود . در اواخر ژانويه 624 ، و در ماه عربى شعبان ، و هيجده ماه پس از هجرت ، محمد ( ص ) در حال پيش نمازى براى نماز جمعه بود - در همان مسجدى كه در قلمرو طائفه براء ابن معرور ساخته بود - كه ناگهان به حالت وحى دچار گرديد . او تركيب نمازگزاران را برهم زد و به جاى بيت المقدس رو به كعبه ايستاد . خداوند براى مسلمين قبله جديدى براى نماز تعيين فرموده بود : ما گردش روى تو را در آسمان ( به انتظار وحى ) مىبينيم ، و هر آينه تو را به قبله‌اى كه آن را مىپسندى بگردانيم ، پس روى خود را سوى مسجد الحرام بگردان ، و هر جا كه باشيد

--> ( 1 ) - مؤلف از كجا مىداند كه ابراهيم عليه السلام راضى شده بود كه از دست هاجر و اسماعيل راحت شود ؟ ! ! ( 2 ) - اسماعيل در ميان اعراب و اهل صحراى مكه رشد كرد ، ولى او يك پيامبر عظيم الشأن الهى است كه تعبير مؤلف درباره او صحيح نيست .