كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
215
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
در مكه موسى ( ع ) پيامبر مورد علاقه مسلمانان بود ، ولى در مدينه جاى او با ابراهيم تعويض گرديد و در حقيقت محمد ( ص ) جواب كاملى براى ادعاهاى يهوديان پيدا نموده بود . او و مسلمانان در حقيقت به دين حنيف ابراهيمى رجعت نموده بودند ، زيرا ابراهيم اولين كسى بود كه با تسليم كامل در مقابل خداوند خود را مسلمان ناميد . ما نمىدانيم كه افكار اعراب ساكن مدينه تا چه حد به گرايش محمد ( ص ) به سوى دين ابراهيمى تاثير گذارده است ، ولى چنان كه از ظاهر قرآن برمىآيد در هيچكدام از سورههاى مكى سخنى از ابراهيم و دين حنيف نيست . ولى در اين زمان به هرحال مسلمانان دين خود را حنيف يا دين خالص ابراهيمى ناميدند . از اين پس محمد ( ص ) دليلى براى ردّ ادعاهاى يهوديان در دست داشت ، ولى هميشه بر اين باور بود كه ايمان يعنى تسليم شدن به خداوند و نه يك سلسله قواعد دنيوى . يهوديان و مسيحيان متعصب كه مردم را مجبور به قبول عقايد خود بدون در نظر گرفتن افكار ديگران مىنمودند در واقع در حال دور شدن از دين ابراهيمى و پيامهاى خالص ساير پيامبران اوليه بودند : بگوئيد : به خداى يكتا و آنچه به ما فرود آمده و آنچه به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط ، نوادگان يعقوب ، فرود آمده و آنچه به موسى و عيسى داده شده و آنچه به پيامبران از پروردگارشان داده شده ايمان آورديم ، ميان هيچيك از ايشان جدا نكنيم و او را فرمانبردار و گردن نهادهايم . 59 مسلما خود اين يك نوع بتپرستى محسوب مىگرديد كه تعبيرات و تفسيرهاى بشرى را به كلام خداوند ترجيح دهيم . وحى هيچگاه پيوستگى خود را از دست نداده و پيامبران جديد پيام رسولان قبلى را نسخ ننموده ، بلكه همانها را تائيد و تكميل مىنمايند . آوردن نام اسماعيل ، پسر بزرگ ابراهيم ، در فهرست اين پيامبران بزرگ مقدارى بحثانگيز است . دوستان يهودى محمد ( ص ) در يثرب اولين داستان اسماعيل را براى او نقل كرده و خود نيز مقدارى افسانه به آن افزودند . 60 در سفر پيدايش كه آن را براى محمد ( ص ) نقل كردند ، اين گونه آمده است : ابراهيم پسرى از زن صيغهاى خود هاجر ( كه ابتدا برده او بود ) داشت كه نام او اسماعيل ، به معنى « خدا شنيده