كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
204
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
كرد كه مىتوانست از خونريزى قبيلهاى جلوگيرى نمايد . هر قبيله ، جوان برومند و جنگآورى را انتخاب نمايد و اين جوانان دسته جمعى محمد ( ص ) را به قتل برسانند . اين بدان معنى است كه تمامى قبائل در قتل او شركت داشتهاند و بنى هاشم بايد فقط به خونبها رضايت دهد . زيرا آنها نمىتوانستند با همه قريش بجنگند . اين گروه تشكيل شد . اما هنگامى كه اين جوانان در بيرون خانه محمد ( ص ) انتظار مىكشيدند ، از شنيدن صداى سوده و دختران محمد ( ص ) بسيار دستپاچه و نگران شدند . بسيار شرمآور بود كه مردى را در مقابل زن و دخترانش بكشند . تصميم گرفتند تا صبح صبر نمايند . يكى از آنان از پنجره نگاه كرد و ديد كه محمد ( ص ) در حالىكه عبايش را به خود پيچيده در تختخواب دراز كشيده است . آنها غافل بودند كه جبرئيل پيام اين توطئه را به محمد ( ص ) رسانيده بود . او از پنجره پشت خانه فرار كرده بود و على ( ع ) كه همچنان براى كمك به او در مكه مانده بود لباس محمد ( ص ) را بر تن كرد و در جاى او خوابيد . موقعى كه على ( ع ) از جا برخواست ، آنها تازه متوجه نقشه محمد ( ص ) شدند . قريش بلافاصله يكصد شتر ماده براى كسى كه محمد ( ص ) را زنده يا مرده تحويل دهد جايزه تعيين نمود . در اين حال محمد ( ص ) و ابو بكر در يكى از غارهاى نزديك مكه پنهان شده بودند . آنها سه روز در آنجا ماندند . مسلمانان نيز در هر فرصت مناسب اخبار را از مكه مىرساندند . بنابر حديث ، گروهى از تعقيبكنندگان محمد ( ص ) وقتى به جلوى اين غار رسيدند ، دهانه غار را پوشيده از تار عنكبوت تازه تنيده شده ديدند ، يك بوته گل اقاقيا نيز به طرز معجزهآسائى درست در محلى كه آنها مىبايست پاى خود را قرار دهند تا به درون غار بروند روئيده بود ، يك مرغ دريائى نيز در همان محل تخمگذارى كرده بود و گوئى چند روزى بود كه براى بيرون آوردن جوجه بر روى آن خوابيده است . در طول اين سه روز محمد ( ص ) آرامش عميق حضور خداوند را احساس مىكرد . قرآن به لغت « سكينه » به معناى « آرامش » اشاره دارد ، ولى به نظر مىرسد اين لغت از اصل عبرى شكينه « 1 » به معناى حضور روحانى خداوند گرفته شده باشد . اگر او را يارى نكنيد هر آينه خدا او را يارى كرد آنگاه كه كسانى كه كافر شدند او را بيرون كردند ، در حالىكه يكى از دو تن - پيامبر و ابو بكر - بود هنگامى كه هر دو در
--> ( 1 ) - Shekinah