كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

205

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

غار بودند آنگاه كه به همراه خويش مىگفت : اندوه مدار ، خدا با ماست ؛ پس خدا آرامش ( سكينه ) خود را بر او ( پيامبر ) فرو فرستاد و او را به سپاهى كه شما نمىديديد نيرومند گردانيد و سخن آنها را كه كافر شدند فروتر كرد و سخن خداى برترين است ؛ و خدا تواناى بىهمتا و داناى استوار كار است . 35 زمانى كه اوضاع مساعد شد آن دو از غار بيرون آمدند بدون آنكه به تخم‌هاى مرغ دريائى صدمه‌اى بزنند سوار بر دو شترى كه ابو بكر آماده كرده بود راهى مدينه شدند . ابو بكر مىخواست شتر نر را به محمد ( ص ) بدهد ولى او شتر ماده را انتخاب كرد و از ابو بكر خواست تا بهاى آن را بگيرد . او در راه خدا مهاجرت مىكرد و مىخواست كه در اين راه همه چيز متعلق به خود او باشد . ماده شتر را « قسوه » نام گذارد و اين شتر تا آخر عمر او را همراهى نمود . سفرى را كه آنها آغاز كرده بودند فوق العاده خطرناك بود ، زيرا عملا او بين مكه و مدينه تحت حمايت رسمى هيچكس قرار نداشت . راهنماى آنها براى رسيدن به مدينه بىراهه را انتخاب كرد و در اين مسير آنها مرتبا به عقب و جلو حركت مىكردند و بعضى مواقع دور مىزدند ، تا كسانى كه به دنبال آنها بودند ردّ پاى شتران آنها را پيدا نكنند . در همين زمان ، مسلمانان در مدينه بىصبرانه منتظر ورود محمد ( ص ) بودند . تعدادى از مهاجرين در قبا ، كه جنوب غربىترين نقطه مدينه بود ، ساكن بودند . آنها هر روز ، بعد از نماز صبح ، به بالاى كوهى در نزديكى آنجا مىرفتند تا در افق خبر از ورود محمد ( ص ) بگيرند . صبح چهارم سپتامبر 622 ، يكى از يهوديان هيجان‌زده به جمع بالاى كوه پيوست و فرياد زد : « پسران قيله ، او در حال آمدن است » . 36 بلافاصله زن و مرد و كودك براى ديدار مسافران دويدند و نهايتا آنها را در حال استراحت زير يك درخت خرما يافتند . محمد ( ص ) و ابو بكر سه روز در قبا ماندند تا على ( ع ) به آنها برسد . اما در مدينه ( آن زمان به پرجمعيت‌ترين جاى منطقه ، مدينه گفته مىشد ) مسلمانان براى ديدن محمد ( ص ) بىصبرى مىكردند . بنابراين محمد ( ص ) براى ديدار آنها و انتخاب جائى براى زندگى حركت كرد . او در حالىكه بر قسوه ( كه بعدها مقدس خوانده شد ) سوار بود وارد شهر شد . در طول راه ، افراد متعددى از او درخواست كردند كه در منزل آنها سكونت كند ، ولى او قبول نمىكرد ، تا اينكه قسوه در مقابل يك مغازه