كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
202
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
بود ، همه فكر مىكردند كه پلهاى پشت سر همگى خراب شده است . ملاقات سرّى نگاه داشته مىشد و انصار اين موضوع را حتى براى ساير همراهان ( زائران ) بت پرست خود نيز فاش نكردند ، مبادا كه اين مسأله دهان به دهان گرديده و به گوش قريش برسد و آنها از كارى كه در حال شكل گرفتن بود ( هجرت ) باخبر گردند . در شب عهدنامه ، انصار به آرامى از چادرهاى خود بيرون خزيدند ، و در درّه عقبه با محمد ( ص ) كه توسط عباس همراهى مىشد ملاقات نمودند . 31 عباس هنوز مسلمان نشده بود ولى از آنجائى كه برادرزاده خود را بسيار دوست داشت مىخواست مطمئن شود كه محمد ( ص ) در مدينه كاملا در امان خواهد بود . او جلسه را با هشدار دادن به مردم يثرب شروع كرد : « آيا شما فكر مىكنيد كه مىتوانيد به آنچه مىگوئيد پايبند و استوار باشيد و او را به درستى يارى دهيد و مشقات اين كار را تحمل كنيد ؟ اگر فكر مىكنيد كه قادر نخواهيد بود كه پايبند اين تعهد باشيد و در آينده او را رها خواهيد كرد ، پس هماكنون اين كار را بكنيد » . 32 ولى انصار آماده بودند تا پاى تصميم خود بايستند . براء ، به عنوان نماينده اوس و خزرج ، دست محمد ( ص ) را بالا برد و اعلام كرد : « قسم مىخوريم كه ما همان حمايتى را كه از زنان و فرزندان خود به عمل مىآوريم از محمد ( ص ) دريغ نخواهيم داشت » . در اين هنگام فرد ديگرى از جمع برخاست و گفت : « اى براء ، آيا مىدانى كه يثرب با ساير قبائل نيز پيمان اتحاد و دوستى دارد كه مطمئنا با حمايت از مسلمانان بسيارى از آنها شكسته خواهد شد ؟ اگر روزى محمد ( ص ) ما را ترك كرد و ما را در مقابل آنان تنها گذاشت ما چه خواهيم كرد ؟ » محمد ( ص ) در حالى كه لبخندى بر لب داشت جواب داد : « من از شما و شما از من هستيد ، من با كسانى كه با شما بجنگند خواهم جنگيد و با كسانى كه با شما در صلح باشند در صلح خواهم بود » . 33 به اين ترتيب با رضايت هر دو طرف عهدنامه جنگ به توافق رسيد . پس از آنكه هيئت به مدينه بازگشت ، محمد ( ص ) كار هجرت مسلمانان به مدينه را آغاز نمود . اين اقدامى بسيار وحشتآور و غيرقابل بازگشت بود . هيچ كس نمىدانست كه چه اتفاقى خواهد افتاد ، چون چنين كارى در تاريخ عربستان بىسابقه بود . محمد ( ص ) هيچ كس را به اين كار مجبور نمىكرد . هركس كه احساس مىكرد توانائى اين كار را ندارد يا اصولا تمايلى نداشت ، مىتوانست در مكه باقى