كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
181
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
آنها را در اين وضعيت اسفبار در آفتاب سوزان صحرا رها كرد . طائفه ابو بكر ( تيم ) در اين مورد عكس العمل نشان نداد . ابو بكر به سادگى درك كرد كه ديگر مورد حمايت طائفه خود نخواهد بود . پس براى او نيز آيندهاى در مكه وجود نداشت . با اجازه محمد ( ص ) مكه را ترك كرد و به مهاجرين حبشه پيوست . اما در راه به ابن قدامه ، رئيس قبيله كوچك صحراگرد ( به نام احابيش ) برخورد كرد كه متحد قريش بودند . ابن دوقامه ، كه اين حادثه او را سخت تكان داده بود ، از مهاجرت ابو بكر جلوگيرى كرد و به او پيشنهاد كرد تا تحت حمايت قبيله او قرار گيرد . ابو بكر با خوشحالى قبول كرد . قريش نيز كه دوقامه را تحت سرپرستى داشت پيشنهاد ابن قدامه را پذيرفت با اين شرط كه ابو بكر در ملأ عام نماز نگذارد و قرآن هم نخواند . ضمنا از قدامه خواستند كه او را تحت نظر داشته باشد ، زيرا ابو بكر مردى است بسيار هوشيار و با قدرت رهبرى بالا و به سادگى مىتواند جوانان شما را عليه دين پدرانتان بشوراند . قدامه اين شرائط را پذيرفت و ابو بكر قول داد به تنهائى در منزل خود عبادت نمايد . ولى ديگران حاضر به قبول كم اعتبار شدن نبودند . عثمان ابن مظعون ، مردى با انضباط و مرتب در انجام كارها ، كه از حمايت وليد رئيس قبيله مخزوم نيز بهرهمند بود ، زمانى كه مشاهده كرد ساير مسلمانان در رنج بسر مىبرند حاضر نشد به تنهائى در آرامش و امنيت به سر ببرد . پس نزد وليد رفت و در نهايت تعجب او مجددا حمايت خود را از مسلمانان اعلام داشت . اين عمل او نوعى عذرخواهى از خداوند ( استغفار ) به حساب مىآمد ، وى بيش از آنكه يك عمل اسلامى محسوب گردد جزو روشهاى مسيحيان به شمار مىرفت . در امپراطورى روم گروهى از مسيحيان متعصب با چنين عملى يعنى معرفى خود به مقامات حكومتى شهادتطلبى مىكردند ، ولى محمد ( ص ) اين روش را به هيچوجه تائيد نمىكرد . اين كار حتى بر خلاف روش سنتى اعراب بود . زندگانى در عربستان به خودى خود خطرات فراوانى را در بر داشت كه ديگر نياز به مخاطره اضافى نبود . چند روز بعد ، عثمان در يك مراسم شعرخوانى كه به وسيله لبيد بن ربيع يكى از معروفترين شاعران عرب ترتيب داده شده بود شركت كرد . قريش بسيار مفتخر بود كه لبيد از شهر آنان بازديد مىكند ، اما وقتى عثمان شروع به دست انداختن او نمود بسيار ناراحت و