كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
13
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
و سپس اين مبارزات مىبايستى تا پيروزى نهائى براى جهانى شدن اسلام ادامه يابد . همانگونه كه محمد ( ص ) ، با فتح مكه در سال 630 ، به اين خواسته دست يافته و كليه عربستان را زير پرچم اسلام درآورد . بن لادن ، دقيقا اين ايدئولوژى را باور داشت . اظهارنظرهاى او در هفتههاى بعد از حمله 11 سپتامبر و نشان دادن اردوگاههاى پيشقراولان جهاد همگى نشاندهنده اين نظريه بود كه خود را براى حملات بزرگتر آماده مىسازد . براساس آنچه در چمدانهاى ربايندگان به دست آمده ، به آنها گفته شده بود كه ( خوشبين باشيد ) ، آنها هم حتما بر اين باور بودند كه به روش محمد ( ص ) كارها را خوشبينانه دنبال مىنمايند ، زيرا پيامبر هميشه خوشبين بود . بسيار بعيد به نظر مىرسد كه محمد ( ص ) نظريه خوشبينانهاى در مورد اين قتل عامّهاى وحشيانه داشته باشد ، زيرا ، همانگونه كه در صفحات بعد مشخص خواهد شد ، بيشتر همّ او صرف جلوگيرى از چنين برخوردهاى وحشيانهاى گرديد ، زيرا لغت « اسلام » كه به معناى تسليم بودن در برابر خداوند است از ريشه « سلام » به معناى « صلح » گرفته شده است و روش عملى او در پيشبرد اهداف بيشتر به روش صلحطلبانه گاندى شباهت دارد . در تفسير اين موضوع كه جهاد در نظر محمد ( ص ) صرفا وسيلهاى براى ارتقا درجه پيامبرى او بوده ، حقيقت زندگى ايشان توسط اصولگرايان منحرف گرديده و به زير سؤال رفته است . محمد ( ص ) مرد جهاد بود ، ولى يك صلحطلب واقعى هم بود . زيرا جان و اعتقاد و پيروى نزديكترين ياران خود را در جريان صلح با مكه به گرو گذارد ، تا اين اتحاد بدون خونريزى به انجام رسد . او ، به جاى خونريزى و قتلعام ، پيوسته در فكر مذاكره و صلح بود ؛ اين معنا را در سوره « فتح » به خوبى مىتوان دريافت كه فتح مكه را بدون خونريزى پيروزى بزرگ مىنامد . ما داستان واقعى زندگى محمد ( ص ) را در اين مقطع خطرناك تاريخ بشرى لازم داريم . ما نبايستى اجازه دهيم كه متعصبين خيرهسر اسلامى با تحريف زندگى پيامبر به نفع خود از آن استفاده كنند . به علاوه ، ما از داستان زندگى ايشان مسائل بسيار مهمترى را براى هدايت خود در اين دنياى متغير بايستى بياموزيم . محمد ( ص ) در زمانى كه ماموريت خود را آغاز نمود هيچگونه برنامه مدوّن از پيش تنظيم شدهاى براى رسيدن به اهداف نداشت ،