كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

14

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

چون چنين برنامه‌اى مىبايست براساس رسوم جاهليت ، كه در حمله ، دفاع ، قتل و انتقام‌گيرى خلاصه مىشد ، تنظيم مىگرديد و حال آنكه او خود قصد حذف آنها را داشت . او ، به جاى اتكا به يك برنامه از پيش تنظيم شده ، به حوادث اجازه خودنمائى داد ، و با حوصله ، دقت و هوشيارى هركدام را تجزيه و تحليل نموده و بسيار فراتر از مردمان زمان خود به آنها پاسخ مناسب داد . بنابراين ، او توانست عربستان پاره‌پاره شده را متحد سازد ، مسأله‌اى كه در آن زمان براى بسيارى غيرقابل باور و غيرقابل درك بود . ما نيز بايد پس از حادثه 11 سپتامبر به باورهاى اصولى جديدى برسيم . ما بايستى تشخيص دهيم كه ديگر با اين حوادث به روش‌هاى سنّتى نمىتوانيم برخورد نمائيم . ما به راه‌حل‌هاى جديد براى برخورد با چنين حوادث ما فوق تصور نيازمنديم كه بيشتر آنها را مىتوانيم از روش‌هاى عقلانى ( غيراحساسى ) خود پيامبر كسب نمائيم . تمامى طول زندگى محمد ( ص ) نشان مىدهد كه ما در مرحله اول بايستى خودخواهى ، نفرت و ناديده‌گرفتن عقايد ديگران را از خود دور نمائيم . بدين وسيله خواهيم توانست دنيائى مطمئن و استوار براى زندگانى هماهنگ مردمان در كنار هم بسازيم ، دنيائى كه بشريت بتواند به راحتى و به دور از هرگونه ظلم و ستم و نابرابرى در آن زندگى كند . در غرب هميشه به اسلام با نظر تعصب ، برترى و ناديده گرفتن اصول آن برخورد كرده‌ايم ، اما اكنون ياد گرفتيم كه ديگر نمىتوانيم با چنين ناديده‌انگارى و تعصب به راه خود ادامه دهيم . در آخر اين زندگىنامه ، نظريه محقق كانادائى ويلفرد كانتول اسميث « 1 » را آورده‌ام كه نوشته‌هاى او هميشه مايه الهام من بوده است . او در سال 1956 چنين نوشت : غرب و دنياى اسلامى نمىبايستى به سادگى از وقايع قرن بيستم بگذرند ؛ مسلمانان بايستى قبول نمايند كه پيشرفت‌هاى علمى و تكنولوژيك غرب واقعيتى است غيرقابل انكار كه در نتيجه تلاش و كوشش آنان به دست آمده است و غربيان نيز بايستى بدانند كه آنها نمىتوانند در يك جهان مجزا و طبقه‌بندى شده به زندگى ادامه دهند . تا زمانى كه تمدن غرب و اصول مسيحيت به اين نتيجه نرسند كه بايستى با سايرين نيز هماهنگ با اصول عقايد آنان برخورد نمود اين دو ( غرب و اسلام ) به

--> ( 1 ) - Wilfred Cantwell Smith