كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

151

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

اين بابت بر آنان مىرفت ، اگر خداوند در اين مورد راه‌حلى در پيش پاى او مىگذاشت بسيار سپاسگزار مىشد . بنابراين ، حواس خود را بر روى اين مشكل براى مدتى متمركز كرد . 7 سپس طبرى مىگويد : « يك روز كه او در مكه در حال تمركز فكرى به سر مىبرد حالتى از وحى به او دست داد كه به او اجازه مىداد تا در مورد اين سه بت به مصالحه بپردازد . وقتى سوره 53 نازل شد بسيارى از قريش در كعبه نشسته بودند . آنها همه برخاسته و به دقت به آيات او گوش مىكردند ، به قرائت اين آيه كه مىگويد : آيا شما لات و عزّى را نگريسته‌ايد و آن ديگرى منات را كه سومين است ؟ 8 هر چيزى كه محمد ( ص ) در اين لحظه درباره بنات اللّه مىگفت مىتوانست پيامدهاى غيرقابل پيش‌بينى داشته باشد . آيا قرآن به سرسختى مىخواست خدايان آنها را انكار كند يا پيام مثبت‌ترى براى آنان ارسال مىداشت ؟ در اين زمان بود كه شيطان چيزى شبيه اين دو آيه را بر لب‌هاى محمد ( ص ) گذاشت : اينها پرندگان شكوهمند ( قرانيق ) هستند واسطه بودن آنها نزد خداوند مورد قبول است . بنابراين روايت ، قريش از اين وحى بسيار مسرور و شادمان گرديد . قرانيق پرندگانى صحرائى بودند كه بال‌هايى بلند داشتند و قبائل بدوى بر اين باور بودند كه بيشتر از هر پرنده ديگرى قدرت پرواز دارند . محمد ( ص ) كه گويا وجود بنات اللّه را مانند وجود جنّ باور داشت ، حال تعريف زيبائى درباره آنان بيان مىكرد . قرانيق‌ها ( بنات اللّه ) خدا نبودند و هيچ‌كس آنان را در سطح اللّه نمىدانست ، ولى مىتوانستند مانند فرشتگان بين بهشت و زمين پيام‌آور باشند . همان‌گونه كه وجود فرشتگان در سوره 53 تائيد مىگردد 9 قريش اين خبر خوش را در تمام شهر پراكنده ساختند كه محمد ( ص ) از خدايان ما تعريف نموده است . او در پيام وحى خود خدايان ما را به قرانيق‌هاى شكوهمند توصيف نموده است . 10 كسانى كه در دنياى مسيحيت اين داستان را بزرگ‌نمائى كرده‌اند ، گوئى معنى « شيطان » را در اين داستان به درستى درك نكرده‌اند . در دنياى مسيحيت ، شيطان يك موجود هيولائى و مظهر زشتىها است ، اما در قرآن - مانند كتاب‌هاى يهوديان - شيطان