كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

132

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

كه نماز را برپا مىدارند و از آنچه روزيشان كرديم انفاق مىكنند ، اينانند كه به راستى مؤمنند ، ايشان را نزد پروردگارشان پايه‌هاست و آمرزشى و روزى نيكو و بزرگوارانه . 22 و در مقابل ، كافر كسى نيست كه فقط وجود خداوند را انكار مىكند ، بلكه كسى است كه شكر نعمات خداوند را به جا نمىآورد ( كافر به نعمت اللّه است ) . « 1 » در اينجا وقتى قرآن ريشهء « كفر » را به كار مىگيرد روشن مىسازد كه اين كار يك گمراهى عمدى است : كافران مكه كسانى هستند كه ، با وجود درك آثار خداوند در جهان ، به علت خودپرستى ، سرسختانه از قبول آنها سرباز مىزنند ، زيرا نمىخواهند به هيچ‌وجه در زندگانى روزمره آنها تغييرى بوجود بيايد . 23 اگرچه محمد در سال‌هاى اوليه دعوت بر مسائل مورد علاقه قريش مانند كعبه نيز انگشت گذاشت ، به خوبى مىدانست كه اين حركات تا چه حد به مخالفت آنها دامن خواهند زد . او در مورد انتخاب اطرافيان خود بسيار دقيق و حساس بود به طورى ، كه در سه سال اول دعوت ، سازمان بسيار كوچك و بسته‌اى را هدايت مىكرد ، و پيام‌ها بسيار سريع و محرمانه انتقال مىيافت . سرانجام موفق شد گروه كوچكى از پيروان مشتاق و با ايمان را به دور خود گرد آورد . اين گروه معمولا هر روز دو بار براى نماز صبح و عصر گرد هم مىآمدند و اين حركت نفرت فوق العاده‌اى در قريش ايجاد كرده بود . اين براى اعراب بسيار وحشتناك و سخت بود كه پس از ساليان دراز تلاش براى حفظ استقلال و آقائى اينچنين هم چون بردگان و غلامان بر روى خاك افتاده و تعظيم كنند . اين عكس العمل نشان مىداد كه محمد ( ص ) بر نقطه درستى انگشت گذارده است . اينچنين تعظيم و برخاك افتادن ، غرور و خود بزرگ‌بينى چندين ساله اعراب را به مبارزه مىطلبيد ، ولى اين امر آن‌چنان بر آنان تأثير منفى مىگذارد كه تا مدت‌ها مسلمانان مجبور بودند نماز خود را پنهانى و در دره‌هاى اطراف مكه بجا آورند . مسلمانان همچنين اعمالى براى پاكسازى روحى خود انجام مىدادند كه عبارت بود از دادن زكات ، شب‌زنده‌دارى همراه با نماز ( نماز شب ) ، كه در طى آن قرآن را با صداى بلند قرائت مىكردند . اين اعمال احتمالا از روش راهب‌هاى مسيحى در بيابان‌هاى سوريه گرفته شده بود ، كه آنها هم اوقاتى از شب را براى ذكر اوراد و سرودهاى مذهبى تخصيص

--> ( 1 ) - كسى كه شكرگزار نعمت‌ها نيست كافر به معنى منكر وجود خداوند نيست ، بلكه كافر نعمت است ، يعنى نعمت خدا را پوشانده و حق شكر او را بجا نياورده است و در واقع او كفران‌كننده نعمت است .