كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

128

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

داوطلبانه « اسلام » را انتخاب كند ، و زندگانى خود را با سرشت الهى جهان همساز و همگون نمايد . او در حقيقت تسليم دستورات يك ديكتاتور مطلق نمىشود ، بلكه تابع اصول طبيعى و درستى مىگردد كه نظم جهان آفرينش بر آن استوار است . اما در مقابل حوادث طبيعى چه بايد كرد ؟ قرآن اين مسأله را هم ناديده نمىگيرد : و نشانه‌اى براى آنان اين است كه فرزندانشان را در كشتى پر بار برداشتيم ، و برايشان مانند آن چيزى آفريديم كه بر آن سوار مىشوند ، و اگر بخواهيم آنان را غرق مىكنيم ، پس آنها را هيچ فريادرسى نباشد ، نه رهائى يابند ، مگر به بخشايشى از ما و برخوردارى تا هنگامى . 17 هيچكس بهتر از اعراب ، سختى و ناسازگارى طبيعت را نمىشناسد . در اديان بت‌پرست ، خدايان مختلف هركدام نمايانگر يكى از نيروهاى قهرى طبيعت « 1 » بودند ، كه همگى ما فوق قدرت بشرى ، پيچيده و غيرشخصى بودند . بعضى از خدايان نمايانگر احساسات و عواطف و روش‌هاى دوست‌داشتنى بشر مانند عشق ، بارورى ، قانون و عقل بودند ، ولى بعضى ديگر نماينده نيروها و تجربه‌هاى تلخ موجود در جهان بودند ، مانند خدايان جنگ و خشونت كه شخصيت‌هاى خاص را نمايان مىساختند . سنت هندوئيسم معتقد است كه شيطان يكى از نقاب‌هاى ماورا الطبيعه خداوند است . بت و بت‌پرستى نيز در حقيقت نشانى از حقيقت دردناك جنگ انسان با عوامل و حوادث طبيعى است كه خارج از اختيار او عمل مىكنند . در عربستان نمادهاى اصلى بت‌پرستى در طول زندگى صحرانشينى از بين رفته و اعراب هيچگونه تفسير توسعه يافته‌اى از ديدگاه بت‌پرستى خود ارائه نمىدادند . البته گوشه‌هائى از اين ديدگاه‌ها را در قرآن مىتوان يافت . مثلا قرآن در جائى آثار خداوند در دنيا را همانقدر پيچيده و دور از فهم انسان‌ها مىبيند كه خدايان قديم آثار خداى خدايان را مىديدند . « اللّه » در قرآن ، مانند يهوه در دين يهود و پدر در دين مسيح ، شخصيت انفرادى ندارد . « 2 » در دين باستانى يهود ( عهد عتيق ) ، يهوه داراى شخصيتى فردى است كه گاه به آنها رنج مىرساند و گاهى هم از او لذت برده و بهره‌مند مىشوند . اين تبادل رنج

--> ( 1 ) - Rerum Natura ( 2 ) - اتفاقا بيشترين آيات قرآن راجع به توحيد و معرفى خداوند به عنوان يك وجود مشخص و معين و متفّرد است .