كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

127

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

نيستند . خداوند همان منبع اصلى انرژى است كه همه چيز را به تحرك و كار واداشته و قدرتمند نگاه مىدارد . او ميزان و عدل را خلق نموده تا همه چيز در روابط متقابل متوازن باشند و اگر قريش اين توازن را در اجتماع خود برقرار نسازند و همه چيز را برمبناى رقابت بسنجند از حقيقت طبيعت دور گرديده‌اند . براى اين‌كه خداباورى مسلمانان اوليه تقويت گردد محمد ( ص ) از آنان خواست تا روزى دوبار همچنانكه ستارگان و درختان در مقابل خداوند تعظيم مىنمايند به نماز بايستند . پس از اين ، نماز هم يكى از اركان پنج‌گانه دين اسلام گرديد . « 1 » اين حركت نمادين باعث مىشد كه مسلمانان احساسات درونى خود را بروز داده و يك هماهنگى در اصول و اهداف زندگى از خود به نمايش بگذارند . سرانجام دين « اللّه » ، اسلام نام گرفت ، يعنى هر مسلمان بايد تمام وجود خود را به خالق جهان هستى تسليم نمايد . البته در ابتدا پيروان محمد ( ص ) دين خود را « تزكىّ » ناميدند . اين لغت بسيار نادرى است كه قابل ترجمه كردن نيست . با اشاعه تزكىّ ( Tazaqqa ) ، پيروان محمد ( ص ) بايد به خود لباس تزكيه و تقوى مىپوشانيدند ، و تمام نيروهاى ذهنى و هوش خود را در راهى به كار مىگرفتند كه گوئى مىخواهند آن را با تمام مخلوقات خداوند تقسيم نمايند . با توجه به بخشندگى نامتناهى خداوند ، مسلمانان نيز بايد با گذشت و بخشنده مىبودند ، و اين به اصلاحات بنيادى در رفتار و عادات آنان نياز داشت . خداوند نماد همه چيز بود . بنابراين ، مسلمانان بايد در آثار خلقت او تفكر و تجسّس كرده ، و بدين وسيله سپاسگزار بخشندگى او نسبت به همه جهان هستى باشند . از حكمت بالغه خداوند است كه همه چيز در جهان در سر جاى خود قرار داشته و به عوض هرج و مرج و بهم ريختگى يك نظم درست بر جهان حاكم است . اگر مسلمانان نيز همه كارها را به خداوند واگذارند خواهند ديد كه زندگانى شخصى آنها تصفيه و منزه گرديده و به يك تعادل نسبى ( ميزان ) مىرسد . همه مخلوقات ، در حقيقت مسلمان هستند ، منتهى مسلمانانى كه خودشان خداوند را انتخاب نكرده‌اند ، بلكه براساس يك نظام روحانى همگون در مقابل خداوند تسليم مىباشند . 16 اما انسان ، تنها مخلوقى است كه آزادى انتخاب دارد . او مىتواند

--> ( 1 ) - نماز جزء اصول دين نيست ، بلكه از فروع دين به شمار مىرود .