كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
126
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
مثال ، قرآن به قريش يادآورى مىنمايد كعبه ، كه آنها تا اين اندازه به آن مفتخر هستند ، خانه خدا و يكى از دلائل اصلى موفقيت آنان است ، و به همين دليل فرماندار حبشه در سال عام الفيل به آن حملهور شد . بدون وجود اين عبادتگاه ، كه خداوند براى آنها تدارك ديد ، آنها نمىتوانستند در تجارت موفق شده و ثروتمند گردند و در نتيجه يا از فرط گرسنگى به هلاكت مىرسيدند يا توسط قبائل ديگر تارومار مىشدند . براى الفت و پيوستن قريش ، الفت و پيوندشان در سفر زمستان و تابستان ، پس بايد خداوند اين خانه را پرستش كنند ، آنكه ايشان را از گرسنگى رهانيد ، طعام داد ، و از بيم ايمنشان ساخت . 14 قرآن نمىگفت كه كنار بنشينيد و همه چيز را به خدا بسپاريد . بلكه برعكس از آنان مىخواست تا با بازنگرى اصولى و ريشهاى باورهاى خود آن را با موقعيت جديد سازگار نمايند . قريش علاقمند بود كه عمل مقدس طواف به دور خانه « اللّه » را انجام دهد ، ولى زمانى كه موفقيتها و ثروت خود را مركز آمال و افكار خود مىساخت ، گوئى فراموش مىكرد كه معنى اين مراسم مذهبى چيست . معناى « ايلاف » ، اتحاد قريش به دور اين عبادتگاه مقدس ، به مخاطره افتاده بود ، زيرا آنها ديگر به رسوم معمول باستانى اعتنائى نمىكردند . آنها ديگر هيچ توجهى به كودكان يتيم ، فقرا ، زنان و مردان سالخورده نداشتند . اگر وضع به همين روال پيش مىرفت ، آنها جايگاه واقعى خود را در اين جهان از دست مىدادند . بنابراين ، در مراحل اوليه ( دعوت ) ، قرآن سعى مىكند به قريش بفهماند كه آنها چه مقدار از موفقيت خود را مديون خداوند هستند . آنها بايد به علائم و آثار مهربانى و بخشندگى خداوند كه در همه جا پراكنده است توجه داشته باشند . اگر آنها اين بخشندگى را به جامعه خود منتقل ننمايند ، در حقيقت خود را از حقيقت وجود دور نمودهاند . خداى رحمان ، قرآن را آموخت ، انسان را بيافريد ، او را سخن گفتن آموخت . خورشيد و ماه به حساب در كارند ، و گياه و درخت سجده مىآورند ؛ و آسمان را برافراشت و ترازو بنهاد ، كه در ترازو از حد مگذريد ، و سنجش را به داد و انصاف برپا داريد ، و ترازو را مكاهيد ؛ و زمين را براى آدميان بنهاد ، در آن ميوههاست و خرمابنهاى غلافدار ، و دانههاى با برگ و كاه و گياهان خوشبو . پس كداميك از نعمتهاى پروردگارتان را دروغ مىانگاريد ؟ 15