كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
119
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
فصل پنجم بشارتدهنده در آن شب ( شب وحى ) محمد ( ص ) با آنچنان تجربه سنگين و وحشتآورى دست و پنجه نرم كرد كه نظير آن را فقط در داستان كشتى گرفتن يعقوب با فرشته مىتوان سراغ گرفت . « 1 » حالا او بايد به مردم خود پيامى را ابلاغ كند كه از اعماق روح خود به سختى بيرون كشيده بود . سوره صبح ( ضحى ) پيامش بسيار واضح و روشن بود : همه مردان و زنان بايد از افراد ناتوان و بىبضاعت قبيله دستگيرى نمايند . البته اين پيام جديدى به نظر نمىرسيد . قانون قديمى مروت نيز همين را مىگفت ، ولى گوئى قريش ديگر آن قانون را به فراموشى سپرده بود . قرآن مىگويد اين پيام در حقيقت همان پيام اصلى وحى براى كليه پيامبران قبلى است « 2 » كه خداوند در روى زمين به آنان مأموريت تبليغ داده است . سنت مسلمانان بر اين باور است كه خداوند 124000 پيامبر براى راهنمائى انسان ارسال داشته است . اين در حقيقت يك عدد نمايشى از بىنهايت مىتواند باشد . يعنى خداوند هيچ محلى براى نادان ماندن بشريت باقى نگذارده است ، اگرچه انسانها هميشه با پيام وحى با سرسختى مقابله كردهاند .
--> ( 1 ) - تشبيه سنگينى نزول وحى را به داستان كشتى گرفتن يعقوب با فرشته عجيب است ، داستانى كه از تحريفات تورات است . ( 2 ) - بلكه پيام اصلى وحى براى پيامبران توحيد ، پذيرش نبوت ، اعتقاد به معاد و در صحنه زندگى براساس اين اعتقادات عمل كردن و پايبند به اخلاق انسانى بودن است .