كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
112
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
توانسته بود به عميقترين مرتبه هوشيارى بشر دست يابد ، تا جائى كه تشخيص دهد اين جامعه تا چه حدّ به انحراف كشيده شده است و راهحل اختصاصى اين انحرافات چه بايد باشد . ما غالبا « وحى » را انديشه يا تصورى كاملا اصيل توصيف مىكنيم . ولى علم لغتشناسى « 1 » آن را به معناى كشف يا آشكار شدن و فاش شدن معرفى مىكند . هيچ ديدگاه يا برداشت دينى ، برطبق ماهيتش ، نمىتواند اصيل باشد ، زيرا مدعى است كه به حقيقتى بنيادى و ماقبل وجودى اشاره دارد . اما محمد ( ص ) اين حقيقت را خيلى بهتر از ساير پيامبران و رهبران مذهبى كشف و بيان كرد . پس در مورد خود « وحى » ، اتفاق تازهاى در غار حرا به وقوع نپيوست . اين همان دين قديمى خداوند بود كه بارها براى مردمان مختلف نازل شده بود ، ولى حالا براى اعراب تحكيم مىشد . دين اللّه ، كه محمد ( ص ) در غار حرا به تبليغ آن مأمور شد ، در حقيقت از ابتداى خلقت وجود داشت . خداوند آدم را خليفه ( جانشين ) خود در روى زمين ساخت و پس از آن پيامبران را يكى پس از ديگرى به زمين فرستاد . 27 پيامها هميشه يكسان بودند . پس اديان هم اصالتا يكى بودند . قرآن هيچگاه وحى پيامبران قبلى را ردّ نمىكند ، همه را از يك منبع دانسته و كتب آسمانى را يكى مىبيند . 28 ولى هشدار مىدهد كه اكثر پيروان اين كتابها به نحو درست بدان عمل نمىكنند . مهم تسليم بودن به خداوند است ، نه اسارت در بند نيازهاى جسمانى انسان ، كه براساس فطرت اوليه در وجود او قرار داده شده است . مردم هيچ تمايلى براى داشتن دينى به جز دين خداى يكتا در خود نمىبينند . 29 همه پيامبران فقط يك ادعا داشتند : خداوند از طريق آنان خود را به مردم مىنماياند . به همين دليل مىبينيم كه قرآن از زبان عيسى مسيح هم ، اديان ديگر را تائيد نموده و ظهور پيامبر جديدى به نام احمد ( كه معادل با كلمه محمد ( ص ) است ) را بشارت مىدهد . قرآن مىگويد : مسيح پسر مريم گفت : « اى فرزندان اسرائيل ، من فرستاده خداوند هستم و تورات را تائيد مىنمايم و شما را به ظهور پيامبرى احمد نام بشارت مىدهم . » 30
--> ( 1 ) - Etymology