كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
106
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
مديريت جامعه را نمىداد ، جامعهاى كه از لحاظ اخلاقى سخت مريض بود . از طرف ديگر ، مطمئن بود كه بدون شك قابليتهائى در وجود او نهفته است ، كه هنوز نتوانسته از آنها استفاده كامل بنمايد . قرآن در جاهاى مختلف اشاره مىكند كه : خداوند قبل از تو هيچ پيامبرى را بر قريش نفرستاد ، درحالىكه پيامبران خود را به ساير نقاط دنيا ارسال داشته بود . شايد محمد ( ص ) به اين نتيجه رسيده بود كه تنها يك پيامبر مىتواند مشكلات قريش و اعراب را حل نمايد ، ولى براى يك لحظه هم نمىتوانست تصور كند كه اين پيامبر خود او خواهد بود . 18 تمامى اين اتفاقات را به سادگى از بيانات قرآن مىتوان نتيجهگيرى كرد . بدين ترتيب بود كه سرانجام او در شب هفدهم ماه رمضان سال 610 ميلادى ، در بالاى كوه و همانند موسى ( ع ) خداى خود را ملاقات كرد . ما در مورد « تحنث » چيز زيادى نمىدانيم ، ولى احتمالا همان تمريناتى است كه در ساير اديان هم موسوم بوده و هست و به وسيله آن قدرت فكر ماورائى ( ماوراء طبيعت ) انسان گسترش يافته و تقويت مىشود . بعدا محمد ( ص ) اين اتفاق ما فوق تصور و فكر بشر را چنين توصيف نمود : فرشتهاى در كنار من ظاهر شد و گفت بخوان . مانند ساير پيامبران عبرى ، كه از تكرار كلام خدا مىترسيدند ، محمد ( ص ) نيز سر باز زد . محمد ( ص ) ، به اين خيال كه فرشته او را با كاهنى بدنام اشتباه گرفته است ، گفت : « من از بر خواننده نيستم » . اما فرشته « آنقدر در روح من دميد تا توان مقاومت من از بين رفت » 19 و بىاختيار خواندم : بخوان به نام پروردگارت كه خلق كرد . آدمى را از خون بسته آفريد . بخوان و پروردگار تو بزرگوارترين ( بخشندگان ) است ، آنكه ( نوشتن ) با قلم را بياموخت ، آدمى را آنچه نمىدانست بياموخت . 20 محمد ( ص ) وحشتزده و ناگهانى از رؤيا بيرون آمد . فكر مىكرد كه بر خلاف خواست خود تبديل به كاهن جنزدهاى شده است و اشباح وجود او را تسخير كردهاند . ديگر نمىخواست زنده بماند . « 1 » طبرى نقل مىكند : به
--> ( 1 ) - اين مطالب تخيلّات مؤلف است . طبق مستندات صحيح ، هنگام نزول وحى جبرائيل بر آن حضرت نازل شد و گفت : بخوان ! پيامبر فرمود : چه بخوانم . گفت : بخوان بنام پروردگارت كه خلق نمود . . . و گمان كاهن بودن يا جنزده