كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

107

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

سرعت از كوه بالا رفت تا خود را به پائين افكنده و به زندگى خود خاتمه دهد ولى در حاشيه كوه چيزى ديد كه بعدها او را جبرئيل ناميد : « 1 » وقتى در نيمه راه بالا رفتن بودم صدائى از آسمان شنيدم كه مرا مىخواند : « اى محمد ، تو پيامبر خدائى و من جبرئيل هستم . » سرم را به طرف آسمان بلند كردم تا ببينم چه كسى مرا مىخواند . جبرئيل را در شمايل مردى ديدم كه در افق ايستاده بود . درحالىكه به او خيره شده بودم قدرت هيچگونه حركتى نداشتم . شروع به چرخاندن صورتم كردم تا او را نبينم ولى به هر طرف كه نگاه مىكردم او را مىديدم كه در پهنه آسمان همان‌گونه كه از قبل او را ديدم ايستاده بود . 21 اين فرشته با فرشتگانى كه در دين مسيح به آن اشاره مىكنند تفاوت كاملى داشت . در اسلام ، جبرئيل روح حقيقت است ، و معنائى است كه به وسيله آن خداوند خود را به انسان مىنماياند . اين حقيقت لطيفى بود كه با پر كردن خود در سراسر فضاى آفرينش راه گريزى براى او باقى نگذارد . محمد ( ص ) به آن درجه از درك حقيقت وجود رسيده بود كه تحمل آن براى بسيارى از پيامبران و پيش‌گويان غيرممكن بود . اين حالت در مسيحيت سرّ هول‌انگيز و جذّاب « 2 » ، و در دين يهود كادوش « 3 » ، پاكى مطلق ، مظهر ترس از خداوند ، ناميده مىشود . نقل قول‌هاى متفاوتى در اين‌باره وجود دارد . بعضى از مورخين فقط به اتفاقات داخل غار و گروهى ديگر به ظهور جبرئيل در افق اشاره دارند . ولى همگى آنان بر وحشت و ترس محمد ( ص ) در اين لحظه متفق القول هستند . پيامبران عبرى همگى در مقابل اين منظر خداوند ( پاكى مطلق ) فرياد وحشت سر دادند و خود را در آستانه مرگ مىديدند . اشعياى نبى ، زمانى كه خداوند را در عبادتگاه ملاقات كرد ، فرياد زد : من گم شده‌ام . و درحالىكه فرشتگان با بال‌هايشان او را در مقابل انوار الهى محافظت مىكردند ناباورانه خدا را ملاقات مىكند . 22 إرميا خداوند را به صورت دردى وحشتناك كه تمام وجودش را در برگرفت احساس نمود ، همان‌گونه كه

--> بودن را داشته باشد اصلا صحيح نيست : « چگونه متصور است كه پيامبر عظيم الشأن اسلام بين وحى الهى و جبرائيل ، فرشته مقرب خداوند ، با جنّ و كاهن تفاوت نگذارد ! ! ؟ ( 1 ) - اين‌گونه مطالب را به نقل از طبرى آورده است كه سند صحيحى ندارد و مورد اعتقاد مسلمانان نيز نيست . ( 2 ) - Mysterium Terribile et Fascinans ( 3 ) - Kaddosh