محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
627
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
1909 ص 609 - 618 و ص 674 - 682 كه متن زير را از آن ، اقتباس مىكنيم . ما در سفرهاى پىدرپى خويش به شام ، مصر ، بين النهرين ، عراق و هندوستان ، و نيز در مطالعات پيوستهء خود در كتابخانههاى اروپا ، چون پاريس ، لندن ، روم و ليدن كه از آثار مشرق زمين ، گرانبار هستند ، اغلب به نسخههاى پيمان نامهاى بر مىخورديم كه - چنان كه گفتهاند - برخى از آنها را پيامبر اسلام ، براى گروههاى مسيحى نوشته است . برخى ديگر از آنها را به خلفاى راشدين ، بويژه أبو بكر و عمر بن خطاب ، نسبت دادهاند . ما به اين دليل كه اين نوشتهها داراى انگيزههاى همبستگى ميان مردم كشورها - با وجود ناهماهنگى دينى ميان آنهاست - ، به گردآورى اين آثار مىشتافتيم . تا آنكه دهها نسخه از اين پيماننامهها ، براى ما فراهم گشت . . . پس به اين نوشتهها نگريستيم و آنها را با دقّت ، وارسى كرديم و - به مقابلهء آنها با يكديگر پرداختيم . دريافتيم كه برخى از نسخهها ، از نظر معانى و واژهها و افزونى و كاستى ، با هم تفاوت دارد ، با آنكه همهء آنها از يك سرچشمه سيراب گشته و به يك مأخذ كه ما به آن دسترسى نداشتيم ، بازمىگشت . از اين رو ، در اين كار ، دو دل مانديم ، به گونهاى كه نمىتوانستيم دربارهء اين نسخهها ، به نظرى قاطع ، دست يابيم . هنگامى كه در انديشهء يافتن راهى و گذر گاهى براى اين مسأله و گردنهء ناهموار آن بوديم ، بطركخانهء ارمنيان كاتوليك در آستانه ، نسخهاى از پيمان نامهاى ديگر را كه مطبوعات ارمنى در دار السّلام نشر داده و مجلّهء « الأحوال » نيز در شمارهء 3894 ، 26 شباط ( 1909 ) آن را چاپ كرده بود ، براى ما فرستاد . اندكى پس از آن ، مجلّهء « روضة المعارف » در شمارهء 13 از سال نخست ( ص 289 - 295 ) ، پيمان نامهء ديگرى را از پيامبر اسلام براى ترسايان ، انتشار داد ؛ و ما اينك همان پيماننامه را پيش از خردهسنجى و وارسى درستى آن ، در اينجا مىآوريم : ( 1 ) به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر اين ، پيماننامه و شروطى است كه محمّد فرستادهء خدا ، در جهت سود و زيان ملّت ترسا و راهبان و اسقفان ، با ايشان نوشته است . به گواهى صحابيانى كه حاضر بودند و نامهايشان در پايان اين نوشته آمده است ، پيامبر اسلام در آن روز ، خود اين پيماننامه را به معاوية بن ابو سفيان املا كرد و در مدينه نوشته شد . سال و تاريخ آن ، در پاى نوشته ، آمده است . محمّد پيامآور خدا كه همراه با امانت وى به عنوان مژدهآور و هشدار دهندهء همهء مردمان ، در ميان آفريدگان براى بيان حجّت خدا آمده است ، در خاور و باختر زمين و در ميان فصيحگفتاران و بسته زبانان ، و مردمان دور و نزديك و شناخته و ناشناخته ، آيين ترسايى را تثبيت كرد . اين نوشته ، پيمانى لازم است كه همراه فرمان و سفارش و تعهّد و دادگرى پيامبر اسلام ، به كار خواهد رفت . هركس اين پيماننامه را به كار بندد ، پيرو اسلام و شايسته قوانين آن خواهد بود ؛ و هركس آن را تباه سازد و پيمانى را كه در آن ياد شده است ؛ بشكند و در اين باره ، با مؤمنان ناهماهنگى كند و از فرمان من سر بپيچد ، پيمان خدا را گسسته و دين او را خوار شمرده است ، خواه پادشاه باشد يا كسى ديگر از مؤمنان و مسلمانان . . . .