محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

608

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) طبرى مىافزايد : هنگامى كه عثمان شورشيان عراق و مصر را خرسند گردانيد ، آنان هر گروه به سوى شهر خود روانه شدند . ولى پس از چند روز ، با هم به مدينه بازگشتند . « على ( ع ) به كوفيان و بصريان گفت : شما كه چند منزل راه پيموده بوديد ، از آنچه براى مصريان پيش آمد ، چگونه آگاه شديد و به سوى ما بازگشتيد ؟ سوگند به خدا اين كار ( همداستانى شما با مصريان ) ، در مدينه استوار گشته بوده است . ناشر كتاب العواصم ابن عربى ( در ص 96 ، پانوشت 5 ) گفته است : روايتهاى مضمون نامهء عثمان به كارگزار خود در مصر ، آشفته است . در يكى از روايتها آمده است : « آنگاه كه عبد الرّحمن بن عويس نزد تو آيد ، او را يك صد تازيانه بزن ، سر و ريشش را بتراش و در زندان نگاهش دار تا فرمان من به تو رسد . با عمرو بن حمق ، سودان بن حمران و عروة الزّنباع ليثى نيز همانگونه رفتار كن . در روايت ديگر است : هنگامى كه محمّد پسر أبو بكر صدّيق ، فلان و فلان نزد تو آيند ، آنان را بكش ، نوشتهء ايشان را تباه كن . مضمون نامه در روايت سوم اين است كه عثمان به كارگزار خود دستور داد تا دست و پاى اين شورشگران را ببرد يا آنان را بكشد و يا به دار آويزد » . ابن سعد در ( 3 / 1 ص 57 ) ( كتاب خود ) آورده است كه : نوشته‌اى به نام أمّ المؤمنين عايشه پراكندند كه عايشه ( در آن نوشته ) « از مردم خواسته بود كه بر ضدّ عثمان قيام كنند » . هنگامى كه پس از كشته شدن عثمان ، عايشه را از آن نامه آگاه ساختند ، گفت : نه ، سوگند به آنكه مؤمنان او را باور داشته و كافران به او كفر ورزيده‌اند ، تا هم اكنون كه در اينجا نشسته‌ام ، هيچ گونه نوشته‌اى به مردم ننوشته‌ام . پس مردم دانستند كه آن نوشته ، بر ساخته ( جعلى ) بوده است . ولى در روايت طبرى است كه عايشه گفت : من از تازيانه خوردن شما ، به خشم مىآيم ، از شمشير خوردن عثمان ، خشمگين نگردم ؟ از او خواستيد تا از شما خرسند گرديد ؛ وى را همچون قندى ( يا شكرى ) ، پالوده و پاك ساختيد ؛ آنگاه او را به سان كاسه‌اى ، پاك ليسيديد ؛ او را به گونهء جامه‌اى پاك از چرك و آلودگى درآورديد و سپس او را كشتيد . مسروق گويد : به عايشه گفتم : اين ، كار تو بود كه به مردم نامه نوشتى و از ايشان خواستى كه بر عثمان بشورند . عايشه گفت : سوگند به آنكه مؤمنان او را باور داشته و كافران به او كفر ورزيده‌اند ، من هيچ نوشته‌اى به آنان ننوشته‌ام . أعمش گويد : مردم بر اين باور بودند كه آن نامه ، از زبان عايشه نوشته شده بود . ( نيز بنگريد : العواصم ابن عربى ص 102 ) . ( 2 ) سيوطى ( 8 ) در كتاب ( تدريب الرّاوى ص 151 ) مىنويسد : عثمان ( رضى اللّه عنه ) به كارگزار خود در مصر ، نامه‌اى نوشته و او را از مقام كارگزارى محمد بن ابى بكر صدّيق در مصر ، آگاه ساخته بود . سپس نوشته بود ، هنگامى كه وى نزد تو آيد ، او را بپذير ( فاقبله با حرف باء ) ؛ ولى محمد بن ابى بكر ، آن واژه را « فاقتله با تاء دو نقطه » خوانده بود . اين اشتباه ، از نبودن نقطه در حروف ( الفباى عربى آن روز ) برخاسته بود . شايد اين ، استنباط سيوطى است و او از آنچه ابن راهويه و ديگران آورده‌اند ، آگاه