محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

56

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

است يا نه » ، سه نظر عمده يا چهار نظر ديده مىشود . اكنون بار ديگر به آغاز اين مبحث بر مىگرديم ، نظرها را با هم مىسنجيم و به نتيجه مىنگريم . طرفداران ديدگاه نخست ، با استناد به دو آيهء 48 سورهء عنكبوت و 52 سورهء شورى و برخى از روايات ، نظر خود را مبنى بر اين كه پيامبر ( ص ) ، همواره با خواندن و نوشتن ناآشنا بود ، تأييد مىكنند . عامّهء مسلمانان نيز با علماى طرفدار اين ديدگاه ، همداستانند . سر سختى عامّهء مسلمانان نسبت به اين باور تا بدانجا رسيد كه وقتى دانشمند بزرگى چون ابو الوليد الباجى يكى از استادان بخارى صاحب يكى از صحاح ششگانه ، گفت كه پيامبر اسلام ( ص ) ، پس از بعثت ، با خواندن و نوشتن آشنا گشته بود ، و اين موضوع ، منافاتى با امّى بودن پيامبر ندارد ، زيرا او پيش از نزول قرآن ، نوشتن نمىدانسته ولى پس از نزول قرآن ، با آن آشنا شده بود ، يكى از نادانان در مسجد جامع ، فرياد كشيد و او را زنديق و بىايمان خواند . شمارى از فقها نيز گفتهء او را نادرست خواندند . ولى بر پايهء خواستهء او ، حاكم در اين باره ، به دانشمندان افريقا نامه نوشت و نظر آنان را خواستار شد . ايشان در پاسخ ، نظر باجى را درست دانستند و باجى از تهمت زندقه ، رست . « 163 » هواداران ديدگاه دوم كه نظرى چون نظر ابو الوليد باجى دارند ، هم از مفهوم آيهء 48 عنكبوت ( ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ . . . ) و هم از منطوق آيهء 2 سورهء جمعه ( هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا . . . ) ، آن گونه كه امام جواد ( ع ) بدان استدلال كرده است « 164 » ، مدد گرفته و - در استوار ساختن ديدگاه خود ، چنان كه ديديم ، از روايتها و احاديث ديگرى نيز سود جسته‌اند . ديدگاه اين دسته ، بر پايهء داورى عقل و نقل ، پذيرفتنىتر است . بدين معنى ، همان گونه كه ياد شد ، پيامبر گرامى اسلام ( ص ) پيش از بعثت و نزول قرآن ، با خواندن و نوشتن ، بيگانه بوده ، امّا پس از بعثت و نزول قرآن ، خواندن و نوشتن مىدانسته ، ولى چيزى ننوشته است . زمخشرى مىنويسد : ابن مسعود از پيامبر ( ص ) روايت كرده است كه پيامبر فرمود : « جرّدوا القرآن ليربو فيه صغيركم ، و لا ينأى عنه كبيركم . . . » « 165 » سپس زمخشرى خود به تفسير اين حديث پرداخته مىگويد : گويند منظور از - « تجريد » ، دور داشتن قرآن از نقطه‌ها و فواتح سور كه در خود قرآن نيامده باشد ، و همچنين دور نگاه داشتن آن ، از نشانهء عشرهاى قرآن است . وقتى پيامبر اسلام ( ص ) بدين سان متن قرآن را زير نظر داشته باشد و با اين باريك بينى به نوشتهء قرآن و شكل آن بنگرد ، ديگر جايى براى اين تصور كه پيامبر پس از نزول قرآن ، با نوشتن و خطّ ، آشنا بوده يا نبوده است ، باقى نمىماند . پيشتر نيز ياد شد كه اين معنى با آنچه كه دربارهء امى بودن رسول اكرم گفته شده است ، به هيچ وجه ناهماهنگى ندارد . زيرا امّى بودن پيامبر ( ص ) به

--> ( 163 ) . الكتّانى ، التّراتيب الإدارية 1 / 173 . ( 164 ) . مكاتيب الرسول ، على الأحمدى ص 19 ( به نقل از العلل شيخ صدوق ) . ( 165 ) . الفائق فى غريب الحديث 1 / 250 .