محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

546

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) 353 / 35 نامهء ابو عبيده به عمر ، براى فرا خواندن وى به ايليا ، بر پايهء درخواست مردم آن سامان الأزدى ( دو نسخهء خطّى پاريس ) ورق 71 / الف - ب ( 128 / ب - 129 / الف ) . چون ابو عبيده مردم ايليا را در محاصره گرفت و ايشان پى بردند كه او از آنان دست‌بردار نيست . . . به وى گفتند : ما با تو صلح مىكنيم . . . ولى به خليفهء خود عمر پيام فرست كه او با ما پيمان بندد و صلح كند و براى ما زنهار نامه بنويسد . . . بدين سبب ابو عبيده ( با رايزنى معاذ جبل ) ، سوگندان مؤكّد از آنان خواست و آنان نيز به شيوهء خويش سوگند ياد كردند كه : اگر امير مؤمنان عمر نزد ايشان بيايد و بر جانهايشان زنهار دهد و در اين معنى نوشته‌اى به آنان بدهد ، آنان زنهار نامهء وى را پذيرفته و گزيت خواهند پرداخت و نيز پيمانى را كه مردم شام پذيرفته‌اند ، ايشان نيز خواهند پذيرفت . چون چنين كردند ، ابو عبيده نوشت : به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر به بندهء خدا عمر ، امير مؤمنان ، از ابو عبيدة بن جرّاح : درود بر تو . به راستى كه من همراه تو آفريدگارى را مىستايم كه جز او آفريدگارى نيست . اما بعد ، ما در ايليا مانديم . مردم آنجا گمان بردند كه در پرتو دست درازى و نافرمانى ، به گشايش و اميدى خواهند رسيد ؛ در صورتى كه خداوند از آن راه ، جز بر تنگدستى و كاستى و هراس و سختى ايشان نيفزود . و چون چنان ديدند ، از ما درخواست كردند تا چيزى را كه نمىپذيرفتند و از آن ناخرسند بودند ، به ايشان بدهيم . مردم ايليا از ما درخواست صلح كرده‌اند ؛ ولى با اين شرط كه امير مؤمنان نزد ايشان بيايد و او خود به ايشان پناه و زنهار نامه دهد . اى امير مؤمنان ! از آن بيم داشتيم كه تو بيايى و اين مردم ، نيرنگ در پيش گيرند و از گفتهء خود بازگردند و آمدن تو - كه خداوندت بهروزى دهاد . - جز رنج و بيهودگى به دنبال نداشته باشد . از اين رو ، با سوگندهايشان ، پيمانهاى استوار از آنان گرفتيم : كه اگر تو بيايى و بر جانها و داراييهاى مردم ايليا زنهار دهى ، ايشان به راستى آن را از تو مىپذيرند و گزيت مىپردازند ؛ و آنان نيز به پيمانى كه ديگر مردم ذمّى گردن نهاده‌اند ، گردن مىنهند ؛ و چنين كردند و در اين باره نيز از ايشان ، سوگند گرفتيم ، اى امير مؤمنان ! چنانچه آمدن به سوى ما را درست مىدانى ، بيا . زيرا اين كار تو براى مسلمانان ، پاداش و درستكارى و تندرستى در پى خواهد داشت . خداوند ، خردمندى تو را به تو باز نمايد و كارت را آسان گرداند . و درود بر تو .