محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
539
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
گيرد ، به جا نگذاشته و براى نبرد با ما همراه خود آوردهاند . كشيشان و اسقفان را با خود آوردهاند و راهبان نيز از پرستشگاههاى خود بيرون آمده و به آنان پيوستهاند و مردم ارمنستان و الجزيره را به كارزار با ما فرا خواندهاند . آنان با رزمآورانى به تقريب چهار صد هزار تن ، به سوى ما آمدهاند . هنگامى كه من از اين رويداد آگاه گشتم ، خوش نداشتم كه مسلمانان را بفريبم و آنچه را كه دربارهء سپاه دشمن مىدانم ، از آنان پنهان دارم . از اين رو ، من آنان را از ماجرا آگاه كردم و واقع را برايشان روشن ساختم و با آنان رأى زدم . مسلمانان چنان ديدند كه به جايى از سرزمين شام بروند تا رزمآوران دور و نزديك خود را بهم بپيونديم و در آنجا بمانيم تا از سوى امير مؤمنان نيروى كمكى به ما برسد . از اين رو ، اى امير مؤمنان ! در گسيل كردن پىدرپى مردان رزمآور شتاب كن . و گرنه چنانچه مسلمانان پايدارى كنند ، من در انديشهء جان ايشان و اگر پراكنده شوند ، در انديشهء آيينشان هستم . زيرا كه لشكرى به ايشان روى آورده است كه هيچگاه توان رويارويى با آن را ندارند ؛ مگر آنكه خداوند با فرشتگان خود به يارى آنان بشتابد و يا از سوى خويش ، مددى به ايشان دهد . درود بر تو . وى نامه را با عبد اللّه بن قرط فرستاد و در اين هنگام ، مسلمانان سه يا چهار ميل از روميان دور بودند . ( 1 ) 353 / 24 نامهء عمر به ابو عبيده در پاسخ نامهء وى الأزدى ( دو نسخهء خطّى پاريس ) ورق 51 / ب - 52 / ب ( 92 / ب - 93 / ب ) . امّا بعد ، آن مرد فجالى ( پيك ) با نامهء تو نزد من آمد . تو در آن ، از لشكركشى روميان از خشكى و دريا به سوى مسلمانان و بسيج كردن اسقفان و كشيشان و راهبان خود براى نبرد با شما ، به من گزارش كرده بودى . بىگمان پروردگار ستوده و نيكخواه ما كه احسان و نعمت وى نسبت به ما جاودانه است ، آنگاه كه محمّد ( ص ) را به حق بر انگيخت و او را با يارى خويش نيرو بخشيد و با ترسانيدن دشمن او ، وى را يارى كرد ؛ و نيز هنگامى كه خداوند - كه در وعدهاش خلافى نيست - گفت : « اوست كه پيامبر خود را همراه با راستى و حقيقت بر انگيخت تا به رغم خواست مشركان ، آيين او را بر همهء آيينها چيره گرداند ( 1 ) » ، از پايگاه اين اسقفان و راهبان ، آگاه بود . خبر انبوهى