محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

540

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

لشكريان ايشان ، تو را به هراس نيفكند ؛ زيرا كه خداوند از آنان بيزار است . كسى كه خدا از وى بيزار گردد ، شايستهء آن است كه بسيارى سپاهيان ، وى را سودى نبخشد ؛ و خداوند او را به خود او واگذارد و خوار سازد . نيز كمى شمار مسلمانان در برابر مشركان ، تو را بيمناك نگرداند ؛ زيرا كه خدا با توست و كسى كه خدا با او باشد ، اندك و ناچيز نخواهد بود . در همانجا كه هستى بمان تا با دشمن روبرو گردى و با او پيكار كنى ؛ و براى از پاى در آوردن ايشان ، از خدا مدد بخواه كه پشتيبانى و سرپرستى و ياورى وى ، بس است . اين سخن تو را كه گفته بودى : « اگر مسلمانان پايدارى كنند ، در انديشهء جانشان هستم و اگر بروند ، به آيينشان مىانديشم ، زيرا كه لشكرى به ايشان روى آورده است كه توان رويارويى با آن را ندارند ، مگر آنكه خداوند با فرشتگان خود به يارى آنان بشتابد و يا از سوى خويش مددى به آنان دهد » ، دريافتم . سوگند به خدا كه اگر اين استثناى تو در ميان نبود ، به راستى كه بد كرده بودى . به جان خودم سوگند كه اگر مسلمانان ، در برابر ايشان ، پاى فشرند و شكيبايى كنند و از پاى درآيند ، بىگمان آنچه در نزد خداست ، براى نيكان بهتر است . خداى - عزّ و جلّ - گفته است : « برخى از ايشان پيمان خود را ، به انجام رساندند و برخى ديگر ، چشم به راه رسيدن مرگ خويش‌اند و پيمان خود از ياد نبرده‌اند » ( 2 ) . پس خوشا به حال شهيدان و كسانى كه در راه خدا جان باخته‌اند . مسلمانان همراه تو ، پيرو كسانى هستند كه پيرامون پيامبر خدا ، آنجا كه بايد ، دست از جان شستند . آنان كه در راه خدا پيكار كردند ، ناتوان نبودند و در كنار خدا از مرگ نهراسيدند . نيز آنان كه پس از ايشان به جاى مانده‌اند ، سستى به خود راه ندادند و نه تنها براى مرگ يارانشان خوارى و فرومايگى از خود نشان ندادند ، كه خود نيز ، راه آنان را پيمودند و با كسانى كه با ايشان به ستيز برخاستند و پشت بر آيينشان نمودند ، در راه خدا پيكار كردند . به راستى كه خداوند انسانهاى بردبار را ستوده و گفته است : « بسا پيامبرى كه مردمانى بسيار همراه وى پيكار كردند و در برابر آسيبى كه در راه خدا ديدند ، سست نشدند و به ناتوانى و خوارى روى نياوردند . خداوند بردباران را دوست دارد . سخن ايشان تنها اين بود كه : بار خدايا از گناهان و زياده روى ما دربارهء خود ما ، چشم بپوش و گامهاى ما را استوار دار و ما را بر مردم كافر پيروز گردان . در پى بىآن ، خداوند پاداش اين جهان و نيز پاداش نيك آن جهان را روزى ايشان گردانيد . خداوند نيكوكاران را دوست دارد » ( 3 ) . پاداش اين جهان ، دست آوردهء جنگى و پيروزى ، و پاداش آن جهان ، آمرزش و بهشت است . اين نامهء مرا براى مردم بخوان و به ايشان دستور ده كه با شكيبايى ، در راه خدا نبرد كنند تا خداوند ، پاداش اين جهان و پاداش نيك آن جهان را نصيب ايشان گرداند . اما آن سخن تو : « كه لشكرى به ايشان روى آورده است كه تاب كارزار با آن را ندارند » ، چنانچه اينان نيروى پيكار با آن را ندارند ، خداوند خود توان رويارويى با آنان را دارد و پروردگار ما پيوسته بر ايشان تواناست . سوگند به خدا كه اگر ما تنها به مدد نيرو و توان و انبوهى مردم خويش با ديگران مىجنگيديم ، بىشك ، آنان ما را از پاى در مىآوردند و مىكشتند . ولى پشت‌گرمى ما به خدا و پروردگار خويش و سرچشمهء نيرو و توان