محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

532

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) 353 / 15 نامهء عمر در پاسخ نامهء پيشين ابو عبيده الأزدى ( دو نسخهء خطّى پاريس ) ورق 41 / الف - 41 / ب ( 74 / ب ) . هنگامى كه نامهء ابو عبيده به دست عمر رسيد ، پاسخ آن را به وى نوشت : امّا بعد ، نامهء تو به دست من رسيد . تو در آن به من دستور داده بودى تا در برابر آن مقدار از زمين كه خداوند به ما بازگردانيد و دژها را بر ما گشود و ما را در آن سرزمين نيرومند گردانيد ؛ و بر ما و شما نعمت بخشيد و نيز ما را به گونه‌اى نيكو آزمود ، او را سپاس گويم . از اين رو ، سپاس بسيار و بىپايان و بىشمار ويژهء خداست . در نامه ياد كرده بودى كه سواران را به سرزمينى فرستاده‌اى كه پادشاه روميان و سپاهيانشان در آنجا هستند . چنين مكن . در پى سوارانت بفرست و آنان را به خود بپيوند و درنگ كن تا امسال بگذرد و ما بينديشيم و از خداى بزرگ بس گرامى ، در همهء كارهايمان يارى بخواهيم . و السّلام . ( 2 ) 353 / 16 نامهء ابو عبيده به ميسره در ناحيهء حلب الأزدى ( دو نسخهء خطّى پاريس ) ورق 41 / ب ( 74 / ب ) . ابو عبيده ، ميسرة بن مسروق را به ناحيهء حلب گسيل كرده بود . وى فرستاده و پيكى را همراه با نامه‌اى ، به سوى او روانه كرد : امّا بعد ، زمانى كه فرستادهء من تو را ديدار كند ، با وى بازگرد و آنچه را كه از بهر آنت فرستاده بودم ، رها كن تا بينديشيم و در آنچه كه خليفهء ما فرمان مىدهد بنگريم . درود بر تو .