محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
526
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) 353 / 7 نامهء ابو عبيده به عمر ، همراه با گزارشهايى به وى الأزدى ( دو نسخهء خطّى پاريس ) ورق 34 / ب - 35 / الف ( 62 / الف - ب ) . به بندهء خدا ، امير مؤمنان عمر ، از ابو عبيدة بن جرّاح . درود بر شما . من همراه تو آفريدگارى را مىستايم كه جز او خدايى نيست . اما بعد ، روميان آمده در فحل اردو زدهاند . گروهى از آنان با زنان و فرزندان خود آمدهاند . مردم شهر و تازيان هم آيين ايشان نيز ، به سوى آنان شتافتهاند . پيكى نزد من فرستادند كه : « از سرزمين ما كه گندم و جو و ميوهها و انگور ببار مىآورد ، بيرون رو ؛ زيرا كه شما شايستهء اين سرزمين نيستيد . به سرزمين خود كه سرزمين تنگدستى و بدبختى است ، بازگرديد . و گرنه با چنان لشكرى به سوى شما خواهيم آمد كه توان رويارويى با آن را نخواهيد داشت ؛ و سپس با خداى خود پيمان خواهيم بست كه هيچگاه ، هيچ بينندهاى چشم از شما بر ندارد » . من به آنان پيام دادم : « اين كه گفتهايد : « از سرزمين ما بيرون رويد كه شما شايستهء آن نيستيد » ، سوگند به خدا پس از آنكه او آن را از شما بازگرفت و به دست ما سپرد و ما در آن جاى گرفتيم ، هيچگاه از آن بيرون نخواهيم رفت . كشور ، كشور خدا و مردم نيز بندگان اويند ؛ وى پادشاه پادشاهان است و به هركس كه بخواهد پادشاهى مىبخشد و از هركس كه بخواهد آن را بازمىستاند . هركه را بخواهد گرامى و هركس را بخواهد ، خوار مىسازد . اما آنچه دربارهء كشور ما گفتيد و پنداشتيد كه آن ، سرزمين نوميدى و بدبختى است ، شما به راستى درست گفتيد . خداوند به جاى آن ، سرزمين شما را كه جايگاه زندگانى و الا و فراوانى و داراى ميوههاى بسيار است ، به ما داده است . از اين رو ، گمان مبريد كه ما از آن چشم مىپوشيم و بازخواهيمگشت . شما بمانيد و در پناه ما به سر بريد ؛ سوگند به خدا كه آمدن ما شما را رنجور نخواهد ساخت . اگر براى ما بمانيد ، بىگمان ما نزد شما خواهيم آمد » . اين نامه را زمانى براى تو نوشتم كه با پشتگرمى به خدا و خشنود از فرمان او و با اعتماد به يارى او ، روى بر ايشان نهادهام . خداوند ، ما و تو و همهء مؤمنان را از نيرنگ فريبكاران و رشك رشكآوران ، دور داراد . آفريدگار جهان ، پيروان آيين خود را از ياريى گرانمايه و پيروزيى آسان برخوردار نمايد و از سوى خويش ، نيرويى يارىبخش نصيب آنان گرداناد . ( نامه را به يكى از نبطيان [ ترساى ] شام داد و او به دست عمر اسلام آورد ) .