محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
510
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
پرداخت ، كودكان ، زنان و بيمارانى را كه چيزى از دارايى جهان در دست ندارند ، در بر نمىگيرد . اين اماننامه ، براى ايشان و نيز براى كسانى است كه در سرزمين خود بمانند . اينان بايد سپاهيان اسلام را يك روز و يك شب ميهمان خود سازند و نيز به آنان راه بنمايند . هر يك از مردم اين سرزمين را كه به پيكار برند ، سرگزيت آن سال از وى برداشته خواهد شد . كسى كه بماند ، همچون ماندگان ، گزيت خواهد پرداخت . كسى كه برود ، تا رسيدن به پناهگاه خويش ، در پناه خواهد بود . اين پيمان را جندب نوشت و بكير بن عبد اللّه ليثى و سماك بن خرشه انصارى گواه گشتند ؛ و به سال هيجدهم نوشته شد . ( 1 ) 339 / الف نامهء عمر به عتبة بن فرقد ، دربارهء پارچهء ديبا بخارى 77 / 25 سه روايت ، بحن ش 243 ، 356 ؛ تاريخ عمر بن الخطّاب ، ابن الجوزى ص 94 ؛ صحيح مسلم 37 / 13 - 14 ؛ دراسات فى الحديث ، أعظمى ص 139 ( وى به الكفاية ، خطيب ص 336 نيز ارجاع داده است ) . بخارى ( 1 ) با ابن فرقد در آذربايجان بوديم كه نامهء عمر به دست ما رسيد : « به راستى كه پيامبر خدا ( ص ) مردم را از پوشيدن جامهء ابريشمين ، بازداشته است ؛ مگر اين مقدار - به دو انگشت پس از شست خود اشاره كرد . » گفت : آنچه كه ما از سخن وى دريافتيم اين است كه منظور او ( ص ) نشانههاى جامهها بوده است . . . ( 1 ) بخارى ( 3 ) عمر به وى نوشت كه پيامبر خدا ( ص ) گفت : آن مقدار ديبا كه در اين جهان بر تن كنند ، در آن جهان آن را بر تن نخواهند كرد . مسلم : اى عتبة بن فرقد ! آن ، از دسترنج تو و مادر تو به دست نيامده است . با آنچه كه خود را در خانهء خود با آن سير مىسازى ، مسلمانان را نيز با همان ، سير گردان . از تن آسانى و پوشيدن جامه مشركان و ابريشم بپرهيز كه پيامبر خدا ( ص ) از بر تن كردن جامهء ابريشمين ، بازداشته و گفته است : مگر اين اندازه ( پيامبر ، دو انگشت خود را براى ما بلند كرد ) و زهير ، دو انگشت شست و ميانين خود را بلند كرد و آن دو را به هم پيوست . . . . در روايت ابن حنبل آمده است : هنگامى كه طيلستانها را ديديم ، دانستيم كه منظور پيامبر ، دكمهها و بند آنها بوده است . . . ( 2 )