محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
482
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
1 . شراف به فتح اول و حرف آخر آن فاء است : جايى است با بركه و چاههاى آب شيرين به فاصلهء هشت ميل از الأحساء ، و ميان واقصه و قرعاء قرار دارد ( ياقوت 3 / 270 ) . - م . 2 . المجنّبان : سمت راست و چپ لشكر ( ميمنه و ميسره ) ( لسان 4 / 276 ) . - م . 3 . ساقة : جمع سائق يعنى دنبالهء سپاه و كسانى كه در دنبالهء لشكر جاى دارند و جنگاوران را به پيش مىرانند و لشكر را از پشت ، پاس مىدارند ( لسان 10 / 167 ) . - م . 4 . المجرّدات : اسبان نر تيزتك ( أساس البلاغة 1 / 116 ؛ لسان 3 / 119 ) . - م . 5 . فىء : مالى را گويند كه از سرزمينى كه با پيكار به دست مسلمانان افتاده است ، ستانده شود ( مفاتيح العلوم ص 58 ) . - م . 6 . داعية : كسى را گويند كه مردم را به دينى فرا خواند . تاء در اين كلمه ، براى مبالغه است ( لسان 14 / 259 ) . - م . 7 . الرّائد : پيشاهنگ ، يعنى كسى كه پيشاپيش مردمان براى يافتن گياه ، فرستاده شود و جمع آن ، روّاد است ( لسان 3 / 187 ) . - م . ( 1 ) 308 فرمان عمر به سعد [ بن ابى وقّاص ] طبرى ص 2227 . سعد در شراف بود كه فرمان عمر به دست وى رسيد : اما بعد : با مسلمانان همراه خود ، از شراف به سوى پارس روانه شو . دل بر خدا ببند و در همهء كارهاى خويش ، از وى يارى جوى . بدان و با خود بينديش كه : تو به مردمى روى مىآورى كه شمارشان بسيار و ساز و برگشان افزون است و سخت نيرومندند . اين مردم در كشورى جاى دارند كه - گرچه زمين آن ، دشت و هموار است - به جهت وجود درياها و رودها و پستيها و بلنديها ، سخت راه و ناگشودنى است ؛ مگر آنكه از بخش كم آب رود ، گذر كنند . هرگاه به پارسيان يا يكى از ايشان برخوريد ، به سختى بر ايشان بتازيد . هرگز با گروههاى انبوه آنان ، كارزار مكنيد . مبادا شما را بفريبند كه ايشان مردمى فسونگر و فريبكارند و رفتارى نه چون رفتار شما دارند ؛ مگر آنكه در برابرشان سخت پافشارى كنيد . هنگامى كه به قادسيّه ( 1 ) رسيدى - قادسيّه در زمان جاهليت ، دروازه پارس بود . در آنجا مهمّات و ابزارهاى توانايى و آنچه از ديگر جاها به دست آورند ، بيش از دروازههاى ديگر فراهم بوده است . قادسيّه ، جايگاهى فراخ و پرنعمت و استوار است و در برابر آن ، پلها و رودهاى سخت گذر است . بايد بر گذرگاههاى رودها و پلها ، نگهبانانى با ابزارها و تداركات لازم ، بگمارى و پيكارگران مسلمان در كنارههاى سنگلاخ و آبادانى ، مستقر گردند ؛ به گونهاى كه شنزارها در ميان ايشان قرار گيرد . پس