محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

447

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

بوده‌اند ) ؛ بسته شد و مردم حيره به آن خرسند گشتند و به نامبردگان دستور دادند تا اين پيمان ، ميان ايشان و خالد بسته شود . خالد با آنان پيمان بست كه همهء كارآمدان و راهبان و كشيشان حيره ، در سال يكصد و نود هزار درهم جزيه ( 2 ) ( سرگزيت ) بپردازند ، مگر كسى كه از توانگرى ( 3 ) بىبهره بوده و بر كاريش دست نباشد و به گوشه‌اى رفته اين جهان را ترك گفته باشد ( 4 ) . خالد نيز متعهد شد كه از دست درازى دشمن بر ايشان ، جلو گيرد . چنانچه خالد ايشان را از تجاوز دشمن دور ندارد ، تا زمانى كه دشمن را از ايشان دور نساخته است ، مردم حيره ، خراجى به وى ندهند . چنانچه مردم حيره در كردار و گفتار خويش ، فريب و نيرنگ به كار برند ، از پناه اسلام به دور خواهند بود . اين پيمان‌نامه در ربيع الأوّل سال دوازدهم نوشته شد . 1 . حيره : به كسر اول و سكون دوم ، شهرى به فاصلهء سه ميل از كوفه ، در محلّى كه نجف نام دارد ، قرار داشته است . اين شهر ، مقرّ فرمانروايى نعمان بن منذر بوده و دو كاخ سدير و خورنق نيز در آن ، جاى داشته است ( الجبال و الأمكنة ص 74 ؛ ياقوت 2 / 375 ) . واژه‌هاى خورنق و سدير ، معرّب دو واژهء خورنگاه يعنى جايگاه خوردن و آشاميدن ، و سادلى يعنى گنبدى در سه گنبد كه هر يك در دل ديگرى جاى داشته باشد ، بوده است ؛ و اين همان است كه مردم ، آن را سه دلى مىنامند ( أدب الكاتب ، ابن قتيبه ص 532 و 533 ؛ جواليقى ص 126 ، 187 ، 188 و 195 ) . - م . 2 . جزيه ( سرگزيت ) : مالى است كه اهل كتاب تعهد مىكنند كه آن را به فرمانرواى مسلمانان بپردازند ( لسان 14 / 146 - 47 ) . اين واژه ، معرّب گزيت پارسى است ( مفاتيح العلوم ص 59 ؛ نيز بنگريد فرهنگ معين « جزيه » ) . - م . 3 . كلمهء يد در متن ، به معنى توانگرى و توانايى است ( لسان 15 / 423 ) . - م . 4 . مؤلّف در اينجا عبارتى از عبيد اللّه مىآورد كه چون ترجمهء عبارت عبيد اللّه با ترجمهء عبارت طبرى يكسان است ، از تكرار برگردان پرهيز شد . - م . ( 1 ) 291 نامهء خالد به مردم حيره ابو يوسف ص 84 - 85 . مقابله كنيد : ابو عبيد ش 217 . همانا جانشين پيامبر خدا ( ص ) أبو بكر صدّيق - كه خداوند بلند پايه از وى خشنود باد - به من فرمان