محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
41
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
تاريخ نگارش نامهها و پيماننامهها : در پاى شمارى از نوشتههاى پيامبر ( ص ) ، تاريخ نگارش آنها نيز آمده است . در پايان پيمان نامهء ش 33 ، اين عبارت ديده مىشود : « [ و كتب على بن ابو « 86 » طالب فى سنة تسع ] » . نيز در پايان پيمان نامهء ساختگى ش 34 ، اين عبارت و نامها ، به چشم مىخورند : « و كتب على بن ابو طالب بخطّه ؛ و رسول اللّه يملى عليه حرفا حرفا ، يوم الجمعة لثالث « 87 » ( ! ) ليال خلت من رمضان سنة خمس مضت من الهجرة . شهد [ عمّار ] بن ياسر و سلمان الفارسي ( ! ) مولى رسول اللّه و ابو ذر الغفارى » . نيز در پايان چندين نامهء ديگر ، تاريخ نوشتن آنها ، آمده است . دربارهء زمان به كار گرفتن تاريخ در نوشتههاى اسلامى ، پژوهشگران مسلمان ، همداستان نيستند . طبرى مىنويسد : پيامبر اسلام ( ص ) هنگام ورود به مدينه ، دستور داد مسلمانان در نوشتههاى خود ، از تاريخ استفاده كنند . پيامبر ( ص ) در ماه ربيع الأوّل ، به مدينه گام نهاد . گفتهاند كه مسلمانان در آغاز ، تاريخ را با يك ماه و دو ماه ، نشان مىدادند ؛ تا آنكه سال اول هجرى به پايان آمد . آنگاه تاريخ را به سال نوشتند « 88 » . چنانچه نظر طبرى دربارهء پديد آمدن تاريخ مسلمانان پذيرفته شود ، تاريخ پايان نامهها را مىتوان درست دانست . ولى بيشتر پژوهشگران تاريخ اسلام دربارهء زمان پديد آمدن تاريخ اسلامى ، با طبرى همداستان نيستند . آنان بر اين باورند كه تاريخ اسلامى در روزگار عمر به خطّاب در سال هفدهم يا هيجدهم هجرى بنياد نهاده شد « 89 » . بر پايهء اين نظر ، تاريخى كه در پايان شمارى از نوشتههاى پيامبر ( ص ) آمده است ، نمىتواند از اعتبار چندانى برخوردار باشد . به ويژه آنكه در پايان پيماننامهها و نامههايى مانند پيمان نامهء مدينه ( ش 1 ) ، پيمان صلح حديبيه ( ش 11 ) ، فرمان پيامبر ( ص ) به عمرو بن حزم ( ش 105 ) ، يكى از پراعتبارترين فرمانهايى كه پيامبر ( ص ) به كارگزار خود در يمن نوشته است ، تاريخى ديده نمىشود . در آن فرمان ، بسيارى از دستورهاى فقهى آمده كه از ديرباز ، يكى از مستندات نيرومند فقها در مسائل فقهى بوده است . همچنين هيچ يك از نامههاى پيامبر ( ص ) به سران كشورها و بزرگان قبيلههاى عرب ، داراى تاريخ نيست . مانند نامههاى پيامبر ( ص ) به خسرو پادشاه ايران ( ش 53 ) ، به امپراتور روم شرقى ( ش 24 ) ، به مقوقس كارگزار امپراتور در
--> ( 86 ) . دربارهء چگونگى اعراب « أب » در لهجهء قريش ، بنگريد : مقدّمهء مؤلف بر چاپ نخستين كتاب ص 81 . ( متن و پا نوشت آن ) . نيز بنگريد : التراتيب الإدارية ، كتّانى 1 / 146 دربارهء لفظ « أب » و حذف الف « أبو طالب » . ( 87 ) . شكل درست كلمه در اينجا ، « لثلاث » است . ( 88 ) . تاريخ الرّسل و الملوك ، الطّبرى ، 3 / 1250 . ( 89 ) تاريخ الرسل و الملوك 3 / 1253 و 1255 ؛ تاريخ سنى ملوك الأرض و الأنبياء ، حمزة بن الحسن الاصفهانى ، ص 8 ؛ التّنبيه و الإشراف ، مسعودى ص 252 .