محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
40
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
مهرى كه ساخته شده بود و يكى از دبيران وى مسئوليت نگهدارى آن را بر عهده داشت ، مهر مىكرد « 82 » ؛ ولى گاهى كه دسترسى به مهر نداشت ، با ناخن انگشت خود نيز بر پاى نامهها ، مهر مىنهاد « 83 » . به جز مهر پاى نامهها ، پس از پيچيدن آنها ، بر سر آنها نيز مهر مىنهادند تا كسى نتواند آنها را بگشايد و از درون نامهها آگاه گردد . نامه به يكى از دو شيوه پيچيده مىشد ، يا آن را دايرهوار چون نى مىپيچيدند و يا به عرض 4 انگشت ، آن را روى هم تا مىكردند و سپس ، موم يا گلى تر بر آن مىنهادند و بر روى آن ، مهر مىنهادند « 84 » . ترمذى در اين باره ، روايتى از پيامبر اسلام ( ص ) نيز آورده است : « إذا كتب أحدكم كتابا فليترّبه ، فانّه أنجع للحاجه » « 85 » ( هنگامى كه يكى از شما نامهاى مىنويسد ، آن را با خاك همراه سازد ( از گل بر آن مهر نهد ) ؛ زيرا اين كار ، براى دستيابى به خواسته ، سودمندتر است ) . در اين بيت سعدى : « سخن سر به مهر دوست به دوست * حيف باشد به ترجمان گفتن » نيز به چنين معنايى اشارت رفته است . نماز ، نام نويسندهء نامه ، گواه يا گواهان متن نامه : در پايان شمارى از نامهها و پيماننامههاى پيامبر ، نام نويسندهء نامه نيز آمده است . در پايان پيمان نامهء صلح حديبيه ( شمارهء 11 ) ، نام على بن ابى طالب ( ع ) به عنوان نويسندهء نامه و گواه آن و نامهاى شمارى از مسلمانان و يك تن از مشركان نيز به عنوان گواهان متن پيماننامه ، ديده مىشود . در پايان نوشتهء « تقسيم گندم خيبر » ( ش 18 ) ، نامهاى عثمان بن عفّان و عباس ، به عنوان گواهان متن نوشته آمده و عباس ، نويسندهء نامه نيز بوده است . در پايان نامهء شمارهء 19 ، اين جمله آمده است : « و كتب خالد بن سعيد » . همچنين در پايان نامهها و پيمان نامههاى شمارهء 20 ، 33 ، 34 ، 41 ، 63 ، 111 ، 116 ، 120 و 121 به ترتيب نام نويسندگان آنها را مىبينيم : خالد بن سعيد بن العاص ، على بن ابى طالب ( ع ) ( ش 33 و 34 ) ، عبد اللّه بن زيد ، أبيّ ( ش 41 ، 120 ، 121 ) . در پايان چندين نوشتهء ديگر پيامبر اسلام ( ص ) نيز نام نويسندگان آنها ، ياد شده است .
--> ( 82 ) . الكشّاف ، همان . ( 83 ) . التراتيب الإداريّة ، الكتّانى 1 / 177 . ( 84 ) . العقد الفريد ، همان ( صبح الأعشى 6 / 352 ، 355 ، التّراتيب الإداريّة ، كتّانى 1 / 179 ؛ مكاتيب الرسول ، ص 32 . ( 85 ) . الجامع الصّحيح ، 5 / حديث شمارهء 2713 .