محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
371
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) 215 براى عتبة بن فرقد سلمىّ ابن سعد ، ج 1 / 2 ص 36 ( ش 64 ) . بنگريد : كايتانى 10 : 64 ؛ اشپرنگر 3 / 388 . اين ، نوشتهء آن چيزى است كه پيامبر ( ص ) به عتبة بن فرقد داده است : پيامبر ( ص ) در مكّه در كنار مروه ، جايى ( زمينى ) براى ساختن خانه به او داد . هيچ كس را در آن زمين ، بر وى حقّى نيست . هركس دعوى حقّى بر او كند ، حقّى نخواهد داشت ؛ و تنها حقّ عتبه ( 1 ) بر آن زمين استوار است . اين ( فرمان ) را معاويه نوشت . 1 . عتبة بن فرقد ( يربوع ) بن حبيب . . . پسر الحارث بود . بنى الحارث تيرهاى از بنى سليم بودند كه به علّت كشتار بئر معونه ، مورد نفرين پيامبر قرار گرفته بودند ( جمهره ، ص 263 ) . - م . ( 2 ) 215 / الف إقطاع زمين خانهاى از سوى پيامبر به ازرق غسّانى تاريخ مكّه ، ازرقى ص 460 . خاندان ازرق بن عمرو ، در مروهء مكّه خانهاى دارند . ايشان مىگويند كه پيامبر ( ص ) در سال فتح مكه ، در آن خانه بر ازرق بن عمرو وارد شده بود . ازرق براى درخواستى نزد پيامبر آمده بود و پيامبر ( ص ) درخواست وى را پذيرفته و نوشتهاى به او داده بود كه او و فرزندانش مىتوانند از هر يك از قبيلههاى قريش كه بخواهند ، همسر برگزينند . اين نامه ، بر روى پوستى سرخگون نوشته شده و نزد آنان بود تا آنكه در سال هشتاد هجرى كه سيل الجحاف ( 1 ) به درون كعبه راه يافت ، خانهء ايشان را نيز فرا گرفت و آنچه داشتند ، با خود برد و آن نوشته نيز در سيلاب ناپديد گشت . داستان آن ، چنين است كه ازرق به پيامبر گفت : اى فرستادهء خدا ! پدر و مادرم برخى تو باد ، من مردى هستم كه از شام آمده و در مكّه مسكن گزيدهام و در اينجا خويشاوندانى ندارم و تبار و