محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
269
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
در مسند عمرو بن حزم به نقل از نسائى ، حاكم ، بيهقى و ابن عساكر ؛ أسد الغابة ، 2 / 203 ؛ الأهدل به نقل از ابن منده و ابن عساكر ، ص 63 ؛ الأموال ، ابن زنجويه ( خطّى ) ورق 70 / الف - 70 / ب و بخش دوم اين سند تنها در كتاب او آمده است ؛ سنن الدّارقطنى 1 / 215 ؛ الوفاء ، ابن الجوزى ص 742 - 743 ؛ الحلبىّ ( چاپ جديد ) 3 / 258 ؛ الوثائق السّياسيّة اليمنيّة ، الأكوع الحوالى ص 107 ( به يحيى بن آدم ، الخراج ، ص 199 بازنگر ) ؛ المصنّف ، عبد الرّزّاق ش 7239 ( محشّى به ابن أبى شيبه و السّنن الكبرى ، بيهقى ، نيز ارجاع داده است ) . بنگريد : مقالهء ديويد كوهن : David Cohen , Un manuscrit en caracteres sudarabiques d' unelettre de Muhammad , Dans : Comptes - rendus du groupe linguistique d' etudes chamito - semitiques ( G . L . E . C . S . ) , Parist . XV , annees 1970 - 1971 - Hamidullah , A Letter Of the Musnad - Script , in : Hamdard Islamicus , Karachi , V / 31982 , P . 3 - 20 With photos . و نسخه خطّى چهار ورق پوستين است ( 18 * 43 ، 18 + 40 ، 18 * 42 ، 18 * 44 ، 1 / 2 سم ) آقاى ب . گارى در سال 1966 آن را از شرق نزديك آورد و استاد ديويد در سال 1971 ، مقالهاى با عكسهاى نسخهء خطّى منتشر ساخت . اين متن با سند شمارهء 9 - 1 مجموعهء ما هماهنگ است ؛ ولى از ميان اين نوشته پيامبر ، 15 سطر و از پايان آنجايى كه تاريخ نوشته در آنجا بوده ، افتادگى دارد . اين خط ، خط نويسندهء اصلى نامه نيست و اين قسمت با خطى كمرنگتر از خط نامه نوشته شده است ( آن ، 10 ربيع الآخر سال 12 ، است ) ، استاد كوهن روشن ساخته است كه نويسندهء پوست ، نه زبان عربى و نه خطّ يمنى را به خوبى نمىدانسته است . ما با دستورى استاد كوهن و سپاس بسيار از وى ، عكسها را منتشر مىكنيم . ( 1 ) هنگام بازگشت پيامبر ( ص ) از تبوك ، نامهء پادشاهان حمير يعنى : الحارث و نعيم پسران عبد كلال و نعمان فرمانرواى ذى رعين ، معافر و همدان مشعر بر مسلمانى ايشان ، همراه فرستادگان آنان ، به دست پيامبر رسيد . زرعة ذى يزن ( نيز ) مالك بن مرّهء رهاوى را براى آگاهانيدن پيامبر ( ص ) از كنارهگيرى ايشان از كفر و روى آوردن به اسلام ، سوى حضرتش گسيل كرد . به دنبال آن ، پيامبر به ايشان نوشت : به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر از محمّد پيامبر فرستادهء خدا به حارث و نعيم ، فرزندان عبد كلال و نعمان فرمانرواى قبيلههاى : ذى رعين و معافر و همدان : پس از عنوان ، من همراه شما خداوند يگانه را مىستايم . اما بعد : در بازگشت از سرزمين روم ، فرستادهء شما به ما برخورد و در مدينه به ديدار ما آمد و پيام شما را بازگزارد و از انديشهتان آگاهى داد ؛ و ما را از اسلام شما و پيكارتان با مشركان آگاه ساخت . چنانچه نيكانديش باشيد و از خدا و پيامبرش فرمان بريد ، نماز را بپاداريد و زكات دهيد و يك پنجم سهم خدا و سهم پيامبر او و گزيدهء پيامبر ( صفى ) ( 2 ) را از دست آوردهاى جنگى بپردازيد ،