محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
233
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
تأكيدى كه از سوى خدا دربارهء پيامبر وى به آنان رسيده بود ، بر دشمنى و انكار صفات ياد شده وى در كتاب خدا ، همداستان گشته بودند . اين دشمنى و ناباورى ، گوياى ناپاكدلى و بدانديشى و درون تيرگى اين مردمان بود كه مرتكب گناهان گشتند و بار سنگين آنها را بر دوش كشيدند . آنچه را كه خداوند تأكيد فرموده بود كه آشكار سازند و پنهان ندارند و آن را بشناسند و انكارش نكنند ، پنهان داشتند . پيروان اديان ، برغم حجّتى كه بر ايشان اقامه گشته بود ، چنان كه بايد ، حرمت پيامبر اسلام را پاس نداشتند و در اين باره از نشانههاى روشن سود نجستند ؛ و در راه دشمنى با خدا و پيامبرش و بر انگيختن مردم به ستيزه با آنان و به آراستن دروغ در نظر مردمان ، هماهنگ گشتند . آنان به اين برهان روى آوردند : كه خداوند وى را همراه با فرمان خويش ، به عنوان مژدهدهنده ، ترساننده و فراخواننده به سوى آفريدگار و چراغ تابانى كه پيروان خويش را به بهشت مژده و مخالفان را به دوزخ بيم مىدهد ، گسيل نداشته است . ايشان از اين رهگذر ، به بزرگترين دروغى كه در نظرشان زيبا مىنمود ، تن در دادند . آنان [ سر پيچى از دستور وى ] ، نپذيرفتن رسالت او ، بد خواهى نسبت به وى و نشستن در كمين وى را در نظر مردم آراستند كه در نتيجهء آن ، مردم به قصد جان پيامبر خدا با وى رو به رو گشتند . در راه دشمنى وى ، مشركان قريش و ديگران را يارى دادند . در ردّ و انكار گفتههاى پيامبر تلاش كردند و با اين رفتار خويش ، در خور آن گشتند كه از پيمان خدا به درآيند و از پناه وى دور گردند . ( 1 ) آن رفتارى كه در جنگ حنين ، در پيكار با بنى قينقاع ، در ستيز با بنى قريظه و بنى نضير از ايشان سر زد ، و رفتار سرانشان و همكارى و هميارى آنان با مردم مكّه دشمنان خدا ، در راه پيكار با فرستادهء خدا ، به انگيزهء دشمنى با پيامآور خدا و مؤمنان و پشتيبانى از مكّيان با نيروى انسانى و سلاح ، خود پيداست . تنها نصرانيان بودند كه چون به دليل پاكدلى خويش نسبت به مسلمانان و انعطافى كه نسبت به رهبر اين دعوت از خود نشان دادند ، به دعوت پيكار با خدا و پيامبر او پاسخ ندادند . خداوند در كتاب خويش در وحيى كه فرو فرستاده ، از يهود به سختدلى ياد كرده است ؛ در صورتى كه در ضمن ستودن ترسايان ، از نرم دلى و گرايش آنان به دوستى با مسلمانان سخن رانده است : « لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا . . . » ( 4 ) يعنى « بىگمان ، يهود و مشركان را سر سختترين دشمنان مؤمنان ، و ترسايان را نزديكترين دوستان ايشان خواهى يافت و اين دوستى از آن روست كه در ميان ترسايان ، كشيشان و راهبانى هستند و مانند يهود و بتپرستان ، از پذيرفتن و پيروى از حق ، سرباز نمىزنند » ( 5 ) . اين دوستى با مؤمنان از آن روست كه گروهى از ترسايان و مردمان درستكار و آشنا به آيين خدا ، در راه گسترش دعوت اسلامى ، ما را يارى دادند . و در كارهايى چون هشدار دادن مردم و آشنا ساختن ايشان با رسالت پيامبر خدا - كه در جهت خشنودى خدا بود - از خدا و پيامبر وى پشتيبانى كردند .