محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
234
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) سيّد ، عبديشوع ، ابن حجره ، ابراهيم راهب و اسقف عيسى ، همراه چهل تن سواره از مردم نجران و شمارى از ياران گرانقدر خود از ترسايان سرزمينهاى عرب و عجم ، نزد من آمدند . من پيامبرى خويش را بر آنان عرضه داشتم و آنان را به تقويت و گسترش و يارى بدان فرا خواندم و حجّت خدا بر آنان روشن بود . ايشان از آن روى بر نگردانيده بر آن پشت نكردند . به حجّت خدا نزديك گشتند و در كنار وى ماندند و از وى خشنود شدند و به ياريش شتافتند ؛ سخنانش را پذيرفتند ؛ سخنانى نيكو گفتند و انديشهاى پسنديده از خود نشان دادند . در جهت نيرو بخشيدن بدانچه به آنان عرضه داشته بودم و ايستادن در برابر ناباوران و سركشان از اين آيين ، با من پيمانها بستند . به سوى همكيشان خود بازگشتند و پيمان خويش را نگسستند . بر پيمانى كه با من بسته بودند ، استوار ماندند و از تعهد خويش بازنگشتند . به كارهايى كه مرا خرسند مىساخت ، همچون انجام دادن كارهاى نيك ، همپيمانى در راه پيكار با يهود و در راه آشكار ساختن فرمان خدا و به پا داشتن حجّت وى و دفاع از پيامبران خدا ، به هماهنگى با اهل اين دعوت پرداختند ؛ و استدلال يهود را در جهت تكذيب و نپذيرفتن رسالت و گفتار من ، در هم شكستند . ( 2 ) ترسايان بر آن شدند كه كار مرا استوار دارند و در برابر كسى كه از اين دين ناخرسند بود و در صدد تكذيب و دگرگونى و شكستن و ردّ آن بر آمده بود ، به دشمنى برخاستند . همهء مردم روى زمين : از پادشاه تازيان گرفته تا شخصيّتهاى مسلمان و صاحبان دعوت ( اسلامى ) ، دربارهء انديشهء شايستهء ترسايان نسبت به امر ( پيامبرى ) من و دفاع اينان از پيكار گران مرزها در سرزمينهاى خويش ، و استواريشان در راه پيمانى كه با من بستهاند ، به من نامه نوشتند و من نيز پذيرفتم ؛ زيرا كه وفادارى اسقفان و راهبان در دوستى ، و فداكارى ايشان نسبت به من و كوششى كه در جهت گسترش امر من و يارى به دعوتى كه مىكنم و قصد آشكار كردن آن را دارم ، از خود نشان دادهاند ، نعمتى بس بزرگ است . ايشان در برابر كسى كه امر ( پيامبرى ) يا جزئى از آن را باور ندارد و در مقام ردّ و انكار آن بر آمده است ، گرد هم مىآيند . دستهاى او را مىگيرند وى را راهنمايى مىكنند . ايشان اين كار را انجام دادند و با كوشش تمام ، چنين كسى را راهنمايى كردند تا بدان اذعان و اعتراف كرد و به آن پاسخ گفت و به آن آيين گردن نهاد [ يا ] مغلوب شد و پذيرفت . آنان به قصد پشتيبانى از پيمانى كه ميان من و ايشان استوار گشته بود و نيز به جهت پايدارى نسبت به آنچه كه با پذيرفتن آن ، از يكديگر جدا گشتهايم ؛ و از فرط علاقهاى كه به نيرو گرفتن كار من داشتهاند ، و به منظور پشتيبانى از دعوت من ، به اين كار دست يازيدند . با يهود و مشركان قريش و ديگران ، همداستان نگشتند . ايشان جانهاى خويش را از آزمنديهايى چون رباخوارى و رشوه خواهى كه يهود به دنبال آن بودند و به بهايى ناچيز ، گرفتار خشم خدا گشتند ، پاك نگاه داشتند . « فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا . . . وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ » ( 6 ) « پس واى بر مردمانى ( يهود ) كه خود به دست خويش ، نوشتهاى را مىنويسند و سپس براى آنكه بهايى اندك به دست آرند ، آن را به خدا بازمىبندند . پس واى بر ايشان از آنچه كه