محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
170
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
و نفرين خدا و فرشتگان و همهء مردم ، گرفتار باد . و چنين كسى در روز رستخيز ، در حالى كه من با او به مخاصمه برخاستهام ، از پناه و شفاعت من ، به دور خواهد بود ؛ و هر كس با من به ستيز برخيزد ، بىگمان با خدا به ستيزه برخاسته است ، و هر كس با خدا بستيزد در آتش خواهد بود ، و چه جايگاه بدى است آتش ! خداوند يكتا و فرشتگان حامل عرش وى و مسلمانان حاضر ، بر آن گواهند و گواهى خداوند ، بسنده است . اين پيماننامه را على بن ابى طالب در روز جمعه سوم رمضان سال پنجم هجرى ، در حالى كه پيامبر خدا عبارت آن را حرف به حرف بر وى املا مىكرد ، با خطّ خود نوشت . عمّار ياسر و سلمان فارسى ، بردهء آزادشدهء پيامبر و ابو ذرّ غفارى ، بر آن گواه گشتند ( 9 ) . 1 . موى جلو سر بردگان آزاد گشته را مىچيدند . - م . 2 . بنگريد : الفائق ، 1 / 180 ، 2 / 433 . - م . 3 . بنگريد : ابو عبيد ص 273 . - م . 4 . ابن هشام در مورد جامههاى فرستادگان همدان به نزد پيامبر ( ص ) مىنويسد : « و عليهم مقطّعات الحبرات و العمائم العدنيّة » . زمخشرى مىنويسد : « عليه مقطّعات : ثياب قصار » يعنى جامههاى كوتاه بر تن دارد ( السيرة النبويّة ، 4 / 244 ؛ اساس البلاغة ، 2 / 263 . ) شايد مشقّقات نيز جامهء مخصوصى بوده است بنگريد : ( صحاح جوهرى ، 4 / 1502 ؛ لسان « شقق » . دربارهء نوع جامهء مردم ذمّى ، نيز بنگريد : ( كتاب الخراج ابو يوسف ص 137 - 38 ) . - م . 5 . « الأسمر » . يعنى گندم ؛ الأسمران : گندم و جو . - م . 6 . بنگريد : واژهنامه « كستيج » . - م . 7 . مشهّرة و مشهّرات : جامهيى كه از بهر زينت ، كنارهيى بدان دوخته باشند كه رنگ آن ، مخالف رنگ اصل جامه باشد ( فرهنگ دكتر معين 3 / 4156 . نيز بنگريد : أساس البلاغة 1 / 511 ، واژهنامه « شهر » ) . در اينجا منظور ، جامهيى است كه اهل كتاب را از مسلمانان ، جدا گرداند . - م . 8 . شايد از آنجا كه بريده بودن بند انگشت گير كفش ، نشانهء خردى و خوارى بوده است ، در اين جمله آمده است كه بند كفش شما مسيحيان را نخواهند بريد . نيز ممكن است ، كنايه از نديدن كمترين آسيب و زيان باشد ؛ زيرا عبارت : له شسع من المال ، چنين معنى مىدهد كه دارايى وى اندك است . - م . 9 . به نوشتهيى كه ابن كثير دربارهء بىپايه بودن اين پيماننامه فراهم آورده است ، دست نيافتيم ، ولى با توجّه به نكات زير ، نادرستى و ساخته بودن اين پيماننامه ، آشكار مىگردد : الف . ناهماهنگى بنيادين متن پيماننامه با متن پيمانهاى ديگر پيامبر اسلام ( قياس كنيد با پيمانهاى شمارهء 15 و 30 ) . ب . به كار رفتن واژههايى نامأنوس و ناسازگار با زبان احاديث و گفتههاى پيامبر ، در اين پيمان ، مانند : مشقّقات ، مشهّرات ، كشتيز و . . . ج . از همه روشنتر و گوياتر ، يكسويه بودن محتواى پيماننامه است كه مىتوان گفت همهء بندهاى آن ، به سود يهود است ؛ چنان كه پيمان نامههاى ساختگى ترسايان ( شمارههاى : 96 ، 97 ، 102 ) نيز همچنين است . د . در مآخذ كهن فرهنگ اسلامى ، نامى از اين پيماننامه به ميان نيامده است . ه . وجود لغزشهاى آشكار نحوى ، مانند به كار بردن جملهء اسميّه بدون « فاء » در جواب شرط و ابن ابو طالب به جاى ابن ابى طالب ، گواينكه برخى از پژوهشگران بر آنند كه اين كاربرد اخير ، در صدر اسلام ، انجام مىگرفته است . و . سوم رمضان ( تاريخ نوشتن پيماننامه ) ، در سال پنجم هجرى ، دوشنبه بوده است نه پنجشنبه . نيز بنگريد : ( تحليل اشعار ناصر خسرو ص 340 - 50 ) . - م .