محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

129

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

دارد ، از ماندن در مكه بازندارد ( الأموال ، ش 443 ) . « قريش به مدت چهار سال ، با پيامبر خدا ( ص ) صلح كردند كه در آن مدت از سوى يكديگر در امان باشند و پيمان‌شكنى و خيانت را كنار گذارند . هر كس به قصد گزاردن حج يا عمره و يا رفتن به يمن يا طائف به مكه آيد ، در امان باشد . هر كس از مشركان كه به آهنگ شام يا خاور زمين به مدينه آيد ، در امان باشد . هر كس از مردم مكه با انديشهء گرويدن به اسلام ، به نزد پيامبر خدا ( ص ) آيد ، وى را به سوى قريش بازگرداند ؛ ولى هر يك از مسلمانان را كه نزد قريش رود ، به محمد بازنگردانند » ( الأموال ص 441 ، بلاذرى نيز بخشى از آن را آورده است ) . « اين پيمان صلحى است كه محمد بن عبد اللّه ( ص ) بسته است ( الأموال ش 444 . ) ( 1 ) فتوح البلدان ، بلاذرى : « و اين كه هر كس بخواهد به پيمان محمد درآيد ، بتواند . نيز هر كس بخواهد هم پيمان قريش گردد ، بتواند . هر كس از ياران رسول خدا ( ص ) نزد قريش رود ، او را به پيامبر بازنگردانند ، ولى هر كس از قريش يا هم‌پيمانان ايشان ، نزد پيامبر آيد ، او را به قريش بازگردانند ( ص 35 - 36 ) . أنساب الأشراف بلاذرى و إمتاع الأسماع مقريزى : « خدايا به نام تو . اين پيمان صلحى است كه محمد بن عبد اللّه ( ص ) و سهيل بن عمرو ، بر آن همداستان گشته‌اند : آن دو پذيرفتند كه مدت ده سال ، جنگ و ستيز را رها سازند و مردم در اين مدت ، بىدرگيرى و پيكار ، در آرامش به سر برند . پذيرفتند كه گرد دزدى و خيانت نگردند و دلهايشان گنجينهء استوار راستى و پيماندارى باشد . هر كس دوستدار پيمان محمد باشد ، به پيمان وى در آيد . نيز هر كس بخواهد با قريش هم پيمان گردد ، به پيمان ايشان در آيد . هركس بىاجازهء سرپرست خويش نزد محمد آيد ، وى او را به قريش بازگرداند . ( أنساب الأشراف 1 / 550 ؛ تفسير طبرى 26 / 55 ذيل آيه « هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُمْ » سورهء فتح آيه 25 ) ( 6 ) . ابن سعد آورده است : هر كس از مسلمانان نزد ما آيد ، وى را به سوى شما بازمىگردانيم ( 7 ) . پيامبر خدا ( ص ) در زير نامه نوشت : ما و شما نسبت به متن اين پيمان‌نامه متعهد هستيم ( 8 ) ( طبقات ابن سعد ، 2 / 1 ص 74 ) . 1 . حديبيّه : به ضم « ح » ، فتح « د » ، سكون « ى » ، كسر « ب » و تشديد و تخفيف « ى » آخر . مردم مدينه ، آن را با تشديد ( حديبيّة ) و مردم عراق ، بىتشديد ( حديبية ) مىخوانند . حديبيه نام روستايى متوسط و نه چندان بزرگ است . آن را به نام چاهى به همين نام كه در آنجا بوده است ، ناميده‌اند . مسجد شجره كه ياران پيامبر ( ص ) در آنجا در زير درختى با وى بيعت