محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

130

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

كردند ، نيز در حديبيه است . از حديبيه تا مكه ، يك منزل و از آنجا تا مدينه ، نه منزل راه است ( ياقوت ، 2 / 222 . نيز بنگريد : صحيح بخارى ، 6 / 156 ) . - م . 2 . در آغاز اين پيمان ، پيامبر به على گفت : بنويس : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، سهيل نمايندهء قريش گفت : من اين جمله را نمىشناسم ولى بنويس : باسمك اللّهمّ ، پيامبر ( ص ) گفت : همين جمله را بنويس و على نيز همان را نوشت ( ابن هشام ، 3 / 331 ؛ ابن اسحاق ، ترجمهء فارسى ، 2 / 811 ) . - م . 3 . پيامبر به على گفت : بنويس : . . . محمد رسول اللّه ، سهيل پسر عمرو گفت : اگر من گواهى مىدادم كه تو پيامبر خدا هستى ، با تو پيكار نمىكردم . تو نام خود و نام پدرت را بنويس ؛ و پيامبر نيز چنين كرد ( ابن هشام ، 3 / 332 ؛ ابن اسحاق ، ترجمهء فارسى ، 2 / 811 ؛ ابو عبيد ش 444 ) . - م . هنگام نگارش پيمان صفّين نيز مناقشه‌اى چنين بر سر درج عنوان « امير المؤمنين » پس از نام على ( ع ) پيش آمد و معاويه گفت : اگر من پذيرفته بودم كه على امير مؤمنان است با وى نمىجنگيدم و چون اين سخن را به امير المؤمنين ( ع ) بازگفتند ، فرمود : « تاريخ تكرار مىشود ، به خدا سوگند كه اين ماجرا به نگارش آن نامه‌اى ماند كه من روز صلح حديبيه از جانب پيامبر خدا ( ص ) به خط خود نگاشتم . . . » بنگريد : پيكار صفين ، از نصر بن مزاحم ، ترجمهء پرويز اتابكى ، ص 701 - 703 . - م . 4 . متن « بيننا عيبة مكفوفة » ابن قتيبه مىگويد : قوله فى كتاب صلح : « و إنّ بيننا و بينهم عيبة مكفوفة » يريد صدرا نقيّا من الغلّ و العداوة » يعنى داراى دلى پاك از نابكارى و دشمنى باشيم ( تأويل مشكل القرآن ، ص 434 ) . - م . 5 . بنگريد : ( لسان ، 11 / 163 - 164 و 15 / 356 ) . - م . 6 . چون دنبالهء پاورقى كه از مآخذ زيرين نقل گشته است ، ناهماهنگى بنيادينى با متن نداشت ، از اين‌رو ، تنها با ياد كردن مأخذ ، از تكرار محتواى متن پرهيز گشت . روايتهاى ديگر عبارتند از : روايت جاحظ ، ابن زنجويه ، باقلانى ، ابن الجوزى ، قسطلانى ، طحاوى و عبد المنعم خان . - م . 7 . اين سخن را قريش به مسلمانان گفتند . - م . 8 . دو جمله بالا را كه ابن سعد آورده است ، در مآخذ ديگر ، به چشم نمىخورند . - م . ( 1 ) 12 نامهء قريش به پيامبر دربارهء درخواست بازگردانيدن كسى كه از نزد ايشان گريخته بود مغازى واقدى ، ورق 142 ب ( نسخهء چاپى ص 624 - 625 ؛ إمتاع الأسماع ، مقريزى ، 1 / 303 . مقابله كنيد : ابن هشام ص 751 - 752 ؛ طبرى ص 1551 . پس از انجام گرفتن پيمان صلح حديبيه ، أبو بصير ( 1 ) گريخت و به پيامبر خدا ( ص ) پيوست . پس ازهر بن عبد عوف و أخنس بن شريق بن عمرو بن وهب ثقفى ، وابسته به بنى زهره ، از قريش دربارهء او نامه‌اى نوشتند و مردى از قبيلهء بنى عامر بن لوى را همراه با يكى از موالى خود فرستادند . آن دو به حضور پيامبر خدا ( ص ) آمدند و نامه ازهر و اخنس را تقديم كردند . گويند ابو بصير نيز خود ثقفى ، و