السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
96
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي )
مىشوند ، حيران مىگردند . زيرا نمىتوانند آن را رد كنند . چون متواتر و يا قريب به متواتر است . در نتيجه مىگويند : بايد اين روايات را همچون روايات دالّ بر رجعت تأويل كرد . مىگوييم : جاى هيچ گونه تأويلى نيست ، نه در اين روايات و نه در آن روايات و اگر نتوانستيم آن را بفهميم بايد علم آن را به خداوند برگردانيم . چنان كه خواجويى مازندرانى در موضوع رجعت مىگويد : ( 1 ) شايسته نيست كه از آن تعجب كنيم . چه از امور مجهول العلل تعجّب نمىشود . مگر نمىبينيد كه سرور ما امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : اين علمى است كه جهل آن مردم را فرا گرفته است و بايد علم آن را به خدا برگرداند ؟ ! به علاوه بعضى از اين امور همچون نايل شدن اوليا به ثواب نصرت و يارى امام زمان عليه السّلام ، و شادمانى آنان از ظهور دولت و سلطنت او ، انتقام از دشمنان و نيل به گوشهاى از ثواب و عقاب در دنيا و از اين قبيل مسائل ، در اخبار مذكور است . . . « 1 » ( 2 ) آرى ، مجالى براى تأويل اين احاديث وجود ندارد . زيرا : 1 - هرگاه نص بيانگر يك امر توقيفى باشد ، نه ميدان جولان عقل است و نه با اصول ثابت عقلى و دينى مخالف بلكه بايد آن را پذيرفت . 2 - هرگاه نص را نفهميم و نتوانيم حكمت آن را درك كنيم ، حق نداريم آن را رد كنيم يا تأويل نماييم . زيرا زمانى فرا مىرسد كه قواى فكرى و عقلى ما رشد كند و دانش ما زياد شود . آنگاه حكمت آن را بشناسيم . گاهى اوقات دهها و بلكه صدها سال مىگذرد تا بشر يك گام بزرگ در جهت پيشرفت علمى و فكرى بردارد تا در پرتو آن بتوانيم راز يا حكمت يا معناى دقيق برخى از نصوص را دريابيم . ما در قرن بيستم خصوصا در دو دههء اخير معانى بسيارى از آيات قرآن
--> ( 1 ) الرسائل الاعتقاديه ، ص 115 .