السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

145

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي )

اشاره بلكه در مسير رسيدن به آن جهت‌گيرى مىكند . ( 1 ) مثلا قول به اينكه احوط حرمت ريش تراشيدن است ، را گامى در راه رسيدن به فتواى حليت و قابل استشهاد براى آن مىداند . پس ملاحظه مىكنيد كه مىگويد : فلان عالم و فقيه معروف نزد تودهء مردم ، اولين كسى است كه چنين گفته است . هنگامى كه به كتابها و دانشنامه‌هاى فقهى مراجعه مىكنيد ، مىبينيد كه چنين نيست بلكه پيش از فقيه معروف ، شمار زيادى از فقها چنان ديدگاهى داشته‌اند . مثلا در مناسبتهاى زياد بارها و بارها گفته مىشود كه مرجع بزرگ تقليد ، آية اللّه سيد محسن حكيم رحمه اللّه اولين كسى است كه در خلاف با اجماع به طهارت اهل كتاب فتوا داده است . هدف اين است كه خلاف اجماعهاى خود را توجيه كنند . در حالى كه ابن ابى عقيل ، ابى جنيد ، شيخ مفيد در يكى از گفته‌هايش ، و شايد شيخ طوسى كه همه از بزرگان فقهاى قديم اماميه‌اند ، پيش از آية اللّه حكيم رحمه اللّه به طهارت اهل كتاب فتوا داده‌اند . ( 2 ) مثال ديگر : وقتى از همين شخص سؤال مىشود كه به چه دليل بازى با آلات قمار را حلال اعلام كرده است ، مىبينيم كه به آراى امام خمينى رحمه اللّه استشهاد مىكند كه با حلال كردن شطرنج كه از آلات قمار است ، با اجماع مخالفت كرده است . در حالى كه امام خمينى رحمه اللّه شطرنج قمار را حلال نكرده بلكه فرموده‌اند : « بازى با شطرنج ، اگر از قمار بودن خارج شده باشد ، جايز است » . اين يك قضيهء تعليقيه شرطيه است كه صدق آن مستلزم صدق طرفين آن نيست . به علاوه واضح است كه تعليق فتواى جواز به يك شرط ، به معناى مخالفت با فتواى به حرمت بدون همان شرط ، نيست . ( 3 ) هنگامى كه فتاواى شاذ وى به گونه‌اى قابل توجه زياد مىشود ، مىبينيم كه آن را چنين توجيه مىكند كه فلان عالم به اين فتوا داده و فلان عالم به آن ، و همينطور .