العلامة الحلي ( مترجم : حميدرضا آژير )

109

كشف اليقين ( فارسي )

را فرماندهى كند در حالى كه حبيب بن حمار پرچمدار اوست . « 1 » - مردى از پاى منبر برخاست و گفت : اى امير المؤمنين ! من شيعه و دوستدار تو هستم . حضرت ( ع ) فرمود : تو كيستى ؟ گفت : من حبيب بن حمارم . حضرت ( ع ) فرمود : مباد كه بر او حمله كنى ، ولى بر او حمله خواهى كرد و از اين در وارد خواهى شد و با دست به « باب الفيل » اشاره كرد . چون امير المؤمنين ( ع ) و به دنبال او امام حسن ( ع ) دار فانى را وداع گفتند و كار حسين ( ع ) آن شد كه شد ابن زياد ، عمر بن سعد - نفرينشان باد - را به سوى حسين ( ع ) فرستاد و خالد بن عرفطه را فرمانده و حبيب بن حمار را پرچمدار قرار داد ، پس به سوى او شتافت تا آن كه از « باب الفيل » وارد مسجد شد . « 2 » - ( 1 ) و از آن جمله است سخن امير المؤمنين ( ع ) به براء بن عازب كه : فرزندم حسين كشته مىشود در حالى كه تو زنده‌اى و يارىاش نمىرسانى . چون حسين ( ع ) كشته شد براء گفت : به خدا سوگند على بن ابى طالب ( ع ) از مرگ حسين ( ع ) با من سخن گفت و فرمود كه من به او يارى نمىرسانم ، و به دنبال آن حسرت و پشيمانى وجود او را فرا گرفت . « 3 » - ( 2 ) و از آن جمله است روايت جويرية بن مسهّر عبدىّ كه مىگويد ، هنگامى كه با امير المؤمنين ( ع ) آهنگ صفّين كرديم به حومهء كربلا رسيديم ، پس حضرت ( ع ) در ناحيه‌اى از لشكر بايستاد و سپس به چپ و راست نظر كرد و گريست و فرمود : به خدا ، اين اقامتگاه سواران ايشان و كشتارگاه آن‌هاست . به ايشان عرض شد : يا امير المؤمنين ! اين چه محلّى است ؟ حضرت ( ع ) فرمود : اين كربلاست كه جماعتى در آن به قتل مىرسند كه بىحساب به بهشت درآيند ، و سپس به راه خود ادامه داد و مردم تأويل اين سخن را نمىدانستند تا كار حسين بدان جا رسيد كه رسيد . « 4 » - ( 3 ) و از آن جمله است پيشگويى حضرت ( ع ) نسبت به آبادانى بغداد و سلطنت بنى عبّاس و بيان اوضاع ايشان و گرفته شدن سلطنت ايشان به دست مغول‌ها . پدرم

--> ( 1 ) نهج الحق / 243 . ( 2 ) ارشاد مفيد / 173 + شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد / 287 . ( 3 ) همان / 174 + شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 10 / 15 . ( 4 ) همان / 175 + بحار الانوار 41 / 286 .