سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
607
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
فرمود : منصوب كردن آن حضرت مرا در غدير خم ، كه به امر خداى تبارك و تعالى ولايت را از جانب او برايم اقامه نمود . و ديگر سخن او كه فرمود : « تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى هستى » « 6 » . بيمارى امير المؤمنين عليه السّلام در سفر و دعاى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله « 7 » ( 1 ) فرمود : من با پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به سفر رفتم ، و اين قبل از آن بود كه حضرت همسرانش را به حجاب امر كند . من به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله خدمت مىكردم و آن حضرت خدمتگزار ديگرى نداشت . آن حضرت بجز يك لحاف ، روانداز ديگرى نداشت و عايشه هم همراه او بود . پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بين من و عايشه مىخوابيد و ما سه نفرى جز همان يك لحاف چيزى نداشتيم . هر گاه حضرت براى نماز « 8 » بر مىخاست وسط لحاف را بين من و عايشه پايين مىآورد تا لحاف به زيراندازى كه زير ما بود برسد و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بر مىخاست و نماز مىخواند . يك شب مرا تب گرفت و بيدارم نگه داشت . پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بخاطر بيدارى من بيدار ماند ، و آن شب را بين من و محل نماز خود به صبح رساند كه مقدارى نماز مىخواند و سپس نزد من مىآمد و حال مرا مىپرسيد و به من توجّه مىكرد ، و تا صبح كارش همين بود . وقتى صبح شد نماز صبح را با اصحابش خواند و سپس فرمود : « خدايا ، على را شفا و عافيت بده او امشب از دردى كه داشت مرا بيدار نگه داشت » . با اين دعا از بيمارى كه قبل از آن داشتم خلاص شدم . امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : بعد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : برادرم ، بشارت باد ترا - و اين سخن را طورى فرمود كه اصحابش مىشنيدند - . عرض كردم : يا رسول اللَّه ، خدا تو را بشارت خير دهد و مرا فدايت گرداند .
--> ( 6 ) در كتاب احتجاج اضافه دارد : « مگر آنكه پيامبرى بعد از من نيست » . ( 7 ) اين جريان در حديث 36 ص 495 همين كتاب نيز ذكر شد . ( 8 ) در كتاب احتجاج : براى نماز شب .