سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

342

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

بدعت در آزاد كردن كنيزان يمن ( 1 ) همچنين عمر زنان اسير يمن را آزاد كرد « 27 » . 2 اعتراضات و اهانتهاى ابو بكر و عمر به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بازگشت از لشكر اسامه ( 2 ) همچنين بازگشت عمر و رفيقش ( ابو بكر ) از لشكر اسامة بن زيد در حالى كه بعنوان « امير » بر او سلام كرده بودند « 28 » . منع از نوشتن « كتف » ( 3 ) عجيب‌تر از آن اينكه خدا مىداند و مردم هم مىدانند « 29 » كه او پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را از نوشتن كتفى كه خواسته بود مانع شد « 30 » . ولى اين كارش نزد مردم ضررى به او نزد و نقصى براى او حساب نشد .

--> ( 27 ) اين بدعت نظير آزادى كنيزان شوشتر است كه از مسلمانان حامله بودند . در كتاب ايضاح فضل بن شاذان : ص 463 روايت كرده كه عمر زنان اسير يمن را در حالى كه حامله بودند آزاد كرد و آنان را از دست مالكانشان كه آنها را خريده بودند گرفت ، بدون آنكه مسألهء فرزندان در رحم آنان حل شود . ( 28 ) در بحار : ج 8 قديم ص 245 روايت كرده كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شب بيست و ششم ماه صفر سال يازدهم هجرت به مردم دستور داد براى جنگ با روم آماده شوند . اسامه را فرا خواند و او را سر لشكر قرار داد و علم را به او سپرد و كسانى را كه از لشكر او تخلف كنند لعنت كرد . از جمله افرادى كه بخصوص نام برد ابو بكر و عمر بودند ، كه اين دو در شب رحلت حضرت به مدينه بازگشتند و براى غصب خلافت آماده شدند . حضرت در آن شب فرمود : « امشب شر عظيمى وارد مدينه شده است » . به پاورقى 32 از حديث 58 اين كتاب نيز مراجعه شود . ( 29 ) « ب » : خدا به مردم فهماند . در ارشاد القلوب : او و آنان كه با او و در اطراف او هستند مىدانند . ( 30 ) در بارهء قصهء « كتف » به حديث 11 و 49 كتاب حاضر مراجعه شود .