سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

341

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

مردم اين حكم او را هم تحسين كردند و آن را سنّت حساب كردند و بخاطر جهل و نادانى به كتاب خدا و سنّت پيامبرش از او قبول نمودند . بدعتهاى عمر در بارهء عجم ( 1 ) همچنين عمر هر عجمى را از مدينه اخراج كرد « 23 » . و طنابى به طول پنج وجب براى عمّالش به بصره فرستاد و گفت : « هر كس از عجمها را گرفتيد كه قامت او به قدر اين طناب بود گردنش را بزنيد » ! ! و همچنين برگرداندن او زنان اسير شوشتر را در حالى كه حامله بودند « 24 » ! بدعت در حكم سرقت ( 2 ) در مورد بچه‌هايى كه در بصره سرقت كرده بودند طنابى فرستاد و گفت : « هر كدام به بلندى اين طناب رسيد دست او را قطع كنيد » « 25 » ! ! پشتوانهء دروغين بدعتهاى عمر ( 3 ) عجيب‌تر از آن اينكه كذّابى ، دروغى را در بارهء عمر شايع كرد ، و خود او و جاهلان آن را پذيرفتند و گمان كردند كه « ملائكه بر لسان عمر سخن مىگويد و به او تلقين مىكند » « 26 » !

--> ( 23 ) در مروج الذهب مسعودى : ج 2 ص 320 روايت كرده كه : عمر اجازه نمىداد احدى از عجم وارد مدينه شود . ( 24 ) يعنى زنانى را كه در جنگ شوشتر اسير شده بودند و پس از تقسيم بين مسلمانان بعنوان كنيز از آنان حامله شده بودند ، دوباره آزاد كرد بدون آنكه مسألهء فرزندان در مورد آنان حل و فصل شود . ( 25 ) نظير اين را علامهء امينى در الغدير : ج 6 ص 171 آورده كه پسرى از اهل عراق سرقت كرده بود . عمر نوشت : « او را وجب كنيد ، اگر شش وجب شد دستش را قطع كنيد » ! او را وجب كردند به قدر يك انگشت كم بود و آزاد شد ! ( 26 ) در اين باره به الغدير : ج 6 ص 331 و نيز آخر حديث 10 كتاب حاضر مراجعه شود .