سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

309

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

قرآن عمر ( 1 ) طلحه سخنانش را چنين ادامه داد : عمر را ديدم كه وقتى به خلافت رسيد سراغ تو فرستاد كه آن قرآن را نزد من بفرست ، و تو از فرستادن آن ابا كردى . عمر هم مردم را فرا خواند ، اگر دو نفر بر آيهاى از قرآن شهادت مىدادند آن را مىنوشت ، و آنچه فقط يك نفر به آن شهادت مىداد كنار مىگذاشت و آن را نمىنوشت . عمر مىگفت - و من هم مىشنيدم - « در روز جنگ يمامه مردانى كشته شدند كه قرآنى مىخواندند كه غير آنان نمىخواندند ، و آن مقدار از بين رفت » . و نيز گوسفندى سراغ صفحهاى از آن آمد - در حالى كه نويسندگان عمر مشغول نوشتن بودند - و آن صفحه را خورد و آنچه در آن بود از بين رفت « 52 » ، و در آن روز نويسنده عثمان بود . در اين باره چه مىگوئيد ؟ از عمر و اصحابش - كه نوشته‌هاى خود از قرآن را جمع آورى كردند - شنيدم كه در زمان عثمان « 53 » مىگفتند : « سورهء احزاب معادل سورهء بقره ، سورهء نور صد و شصت آيه ، و سورهء حجرات نود آيه « 54 » بوده است » . اين چه كارى است ، و چه مانعى دارى - خدا ترا رحمت كند - كه آنچه جمع آورى كردهاى براى مردم ظاهر كنى ؟ قرآن عثمان ( 2 ) طلحه گفت : خودم در كار عثمان حاضر بودم كه آنچه عمر جمع كرده بود گرفت و نويسندگان را براى آن جمع كرد « 55 » و مردم را بر يك قرائت وادار نمود و قرآن ابىّ بن

--> ( 52 ) در كتاب « ايضاح » تأليف فضل بن شاذان : ص 112 مطالبى در اين باره آمده است . پيداست كه اين مطالب را طلحه مىگويد و بايد منتظر جواب امير المؤمنين عليه السّلام در عبارتهاى بعدى باشيم . ( 53 ) « الف » : در زمان عمر و عثمان . ( 54 ) « الف » و « ب » و « د » : شصت آيه ، و در « الف » خ ل اضافه شده : سورهء حجر صد و نود آيه بود . ( 55 ) « ب » و « د » : عثمان را به ياد دارم كه آنچه عمر جمع كرده بود آتش زد . « ج » : عثمان سراغ آنچه عمر جمع كرده بود رفت و قرآن را جمع كرد .