سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
310
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
كعب و ابن مسعود را پاره كرد و به آتش سوزانيد « 56 » . اين ديگر چه كارى است ؟ ! قرآن به املاء پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ( 1 ) امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : اى طلحه ، هر آيهاى كه خداوند در كتابش بر محمد صلى اللَّه عليه و آله نازل كرده ، به املاى آن حضرت و خطّ خودم نزد من موجود است . و نيز تأويل هر آيهاى كه بر محمد صلى اللَّه عليه و آله نازل شده و هر حلال و حرام و هر حدّ و حكم و هر چيزى كه امت تا روز قيامت بدان احتياج دارند حتى ديهء خراش بر بدن ، به املاى پيامبر و خط خودم نزد من نوشته شده و موجود است . طلحه پرسيد : آيا هر چيزى از كوچك و بزرگ و خاصّ و عامّ ، آنچه بوده يا تا روز قيامت خواهد شد نوشته شده و نزد تو است ؟ فرمود : بلى ، و غير از آن پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در بيماريش كليد هزار باب از علم را پنهانى به من آموخت كه از هر بابى هزار باب باز مىشود . اگر اين امّت از زمانى كه خداوند پيامبرش را قبض روح كرده تابع من مىشدند و مرا اطاعت مىكردند از بالاى سرشان و از زير پايشان تا روز قيامت با خوشى و وسعت نعمتهاى الهى را مىخوردند « 57 » . در كتف چه نوشته شد ؟ ( 2 ) اى طلحه ، آيا حاضر نبودى نزد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله هنگامى كه كتف « 58 » خواست تا در آن چيزى بنويسد كه امت گمراه نشوند و اختلاف نكنند . در آنجا رفيق تو ( عمر ) آن سخنش را گفت كه : « پيامبر خدا هذيان مىگويد » ! حضرت هم غضب كرد و نوشتن آن را رها كرد ؟
--> ( 56 ) در بحار : ج 8 قديم ص 308 روايت كرده كه : عثمان همهء مردم را فقط بر قرائت زيد بن ثابت وادار كرد و ساير قرآنها را سوزانيد و هفت قرآن را طبق آنچه بين قرّاء مشهور بود نوشت ، يكى را به كوفه و يكى را به بصره و نيز به هر يك از شام و مكه و يمن و بحرين يكى فرستاد و يكى را در مدينه نگه داشت كه به آن قرآن « امام » مىگفتند . ( 57 ) يعنى زندگى خوش از هر جهت برايشان آماده مىشد . و منظور از بالاى سر و زير پا نعمتهاى آسمانى و زمينى است . ( 58 ) « ج » : ورقهاى خواست .