سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

239

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

روشن نساخت كه رفيقت خلافت را بر عهده بگيرد ؟ ! گفتم : شهادت مىدهم كه من در بعضى كتابهائى كه از طرف خداوند نازل شده خواندهام كه تو - با اسم و نسب و اوصافت - درى از درهاى جهنّم هستى . عمر گفت : هر چه مىخواهى بگو . آيا خداوند خلافت را از اهل اين خانه نگرفت كه شما آنان را بعد از خداوند ارباب خود قرار دادهايد ؟ ! به او گفتم : شهادت مىدهم از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيدم كه مىفرمود ، در حالى كه در بارهء اين آيه از او سؤال كردم كه « فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ » « 54 » ، « در آن روز هيچ كس را مانند او عذاب نمىكند و هيچ كس را مانند او به بند نمىكشد » . حضرت به من خبر داد كه آن تو هستى . عمر گفت : ساكت شو ، خدا صدايت را خفه كند ، اى غلام ، و اى پسر زن بدبو « 55 » ! على عليه السّلام فرمود : اى سلمان ، ترا قسم مىدهم كه ساكت باشى . سلمان مىگويد : به خدا قسم ، اگر على عليه السّلام مرا به سكوت امر نكرده بود آنچه در بارهء او نازل شده و هر چه در بارهء او و رفيقش از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيده بودم به او خبر مىدادم . وقتى عمر ديد من ساكت شدم گفت : تو مطيع و تسليم او هستى . سخنان ابو ذر بعد از بيعت ( 1 ) سلمان مىگويد : وقتى ابو ذر و مقداد بيعت كردند و چيزى نگفتند ، عمر گفت : اى سلمان ، تو هم مثل دو رفيقت خوددارى نمىكنى ؟ به خدا قسم تو نسبت به اهل اين خانه از آن دو نفر بامحبّت‌تر نيستى و از آن دو بيشتر به آنان احترام نمىكنى . همانطور كه مىبينى خوددارى كردند و بيعت نمودند . ابو ذر گفت : اى عمر ، ما را به محبت آل محمد و احترام آنان سرزنش مىكنى ؟ خدا لعنت كند - كه لعنت كرده است - هر كس آنان را دشمن بدارد و به آنان نسبت ناروا دهد و

--> ( 54 ) سورهء فجر : آيات 25 و 26 . ( 55 ) كلمهء « يا ابن اللخناء » به صورت فوق ترجمه شده است .